مشتری‌مداری چیست؟ اصولِ عملی و جایش در کارِ روزانه‌ی تیمِ فروش

در خیلی از شرکت‌ها مشتری‌مداری روی دیوار و در صفحه‌ی «درباره‌ی ما» هست، ولی در تقویمِ کارشناسانِ فروش نیست. مشتری فرقش را زود می‌فهمد: وقتی باید حرفش را برای سومین نفر تکرار کند، وقتی «شنبه زنگ می‌زنم» هیچ‌وقت زنگ نمی‌خورد، یا وقتی تنها تماسِ بعد از خرید، تماسِ وصولِ چک است. این راهنما می‌گوید مشتری مداری چیست و چه چیزی نیست، چه فرقی با مشتری‌محوری دارد، هفت اصلِ عملیِ آن در فروش کدام‌اند، چطور می‌شود سنجیدش، و یک چک‌لیستِ قابلِ چاپ هم برای جلسه‌ی هفتگیِ فروش کنارش می‌گذارد.

مشتری‌مداری چیست و چه چیزی نیست؟

مشتری‌مداری (Customer Orientation) یعنی کسانی که با مشتری سروکار دارند — کارشناسِ فروش، پشتیبان، حسابدار، انباردار — تصمیم‌های کوچکِ هر روزشان را با یک پرسش بسنجند: «این کار مشکلِ مشتری را حل می‌کند و رابطه را برای خریدِ بعدی نگه می‌دارد یا نه؟» تعریفش ساده است؛ سختی در این است که این پرسش باید در صدها لحظه‌ی کوچک پرسیده شود: وقتی تلفن ساعتِ پنج‌ونیمِ عصر زنگ می‌خورد، وقتی پیش‌فاکتور دیر آماده می‌شود، یا وقتی مشتری‌ای که شش ماه پیش خریده دیگر خبری از خودش نداده است.

مشتری‌مداری را از روی چیزهایی که نیست راحت‌تر می‌شود شناخت:

مشتری‌مداری این نیستاین است
«حق همیشه با مشتری است»خواسته‌ی مشتری جدی گرفته می‌شود و جوابِ صادقانه می‌گیرد — گاهی آن جواب «نه» است
لبخند و لحنِ مؤدبانهلحنِ خوب لازم است ولی کافی نیست؛ قولی که عمل نشود را هیچ لحنی جبران نمی‌کند
تخفیف و امتیازِ بیشترقیمتِ روشن و شرایطِ یکسان؛ تخفیف فقط وقتی دلیل دارد
کارِ واحدِ پشتیبانیکارِ همه‌ی کسانی که مشتری صدایشان را می‌شنود یا امضایشان را روی سند می‌بیند
شعارِ روی دیوار و سایتروالی که در تقویم و جلسه‌ی هفتگیِ تیم دیده می‌شود
تماسِ زیادتماسِ به‌جا، با دلیل، در زمانی که مشتری انتظارش را دارد

جمله‌ی «حق همیشه با مشتری است» بیشترین آسیب را می‌زند، چون ظاهرِ مشتری‌مداری دارد. کارشناسی که به هر خواسته‌ای «چشم» می‌گوید، دیر یا زود قولی می‌دهد که انبار یا واحدِ مالی نمی‌تواند پایش بایستد — و همان‌جا مشتری را بیشتر از یک «نه»ی صادقانه می‌رنجاند. امتیازی هم که بی‌حساب به یک مشتری داده می‌شود، در عمل بی‌انصافی به مشتریانی است که همان کالا را با شرایطِ معمولی خریده‌اند. مشتری‌مداری یعنی مشتری بداند از شما چه انتظاری می‌تواند داشته باشد، و دقیقاً همان را بگیرد. فرهنگِ مشتری‌مداری هم چیزی جز همین نیست: وقتی این رفتار عادتِ همه‌ی تیم شود، نه سلیقه‌ی یک کارشناسِ خوش‌برخورد.

مشتری‌مداری، مشتری‌محوری و خدماتِ مشتری: فرقشان در عمل

این سه اصطلاح در نوشته‌های فارسی گاهی جابه‌جا به کار می‌روند و تعریفِ رسمی و واحدی ندارند. ولی فرقی که در عمل مهم است، فرقِ «سطح» است: خدماتِ مشتری واکنش به یک درخواست است، مشتری‌مداری رفتارِ روزانه‌ی آدم‌ها، و مشتری‌محوری (Customer Centricity) راهبردِ کلِ سازمان.

موضوعخدماتِ مشتریمشتری‌مداریمشتری‌محوری
سطحیک واحد یا یک فرایندرفتارِ افراد در هر تماسراهبرد و ساختارِ سازمان
چه کسیپشتیبانی و پاسخ‌گوییهمه‌ی کسانی که با مشتری در تماس‌اندمدیریت، و بعد همه‌ی واحدها
کِی فعال می‌شودبعد از اینکه مشتری چیزی پرسید یا مشکلی داشتپیش، حین و بعد از فروشاز طراحیِ محصول و قیمت تا قواعدِ قرارداد
پرسشِ اصلی«این درخواست چطور حل شود؟»«با این مشتری چطور رفتار کنیم؟»«کسب‌وکار را حولِ کدام نیازِ مشتری بچینیم؟»

یک مثال سه سطح را روشن می‌کند. فرض کنید کالای یک مشتری دیر رسیده است:

  • خدماتِ مشتری: مشتری زنگ می‌زند، پشتیبان عذرخواهی می‌کند، وضعیتِ ارسال را پیدا می‌کند و خبر می‌دهد.
  • مشتری‌مداری: کارشناسی که تاریخِ تحویل را قول داده بود، پیش از آنکه مشتری متوجه شود خودش زنگ می‌زند، علت را می‌گوید و تاریخِ تازه‌ای می‌دهد که از آن مطمئن است.
  • مشتری‌محوری: شرکت قاعده می‌گذارد که تاریخِ تحویل روی پیش‌فاکتور فقط بعد از نگاه به موجودیِ انبار نوشته شود، تا این تأخیر اصلاً تکرار نشود.

برای شرکت‌های کوچک و متوسط شروع از سطحِ دوم منطقی‌تر است: مشتری‌مداری بدونِ بازطراحیِ سازمان قابلِ اجراست، از همین هفته. بقیه‌ی این راهنما درباره‌ی همین سطح است.

هفت اصلِ عملیِ مشتری‌مداری در فروش

اصولِ مشتری مداری در کتاب‌ها فهرست‌های بلندی دارند. هفت اصلِ زیر آن‌هایی‌اند که در کارِ روزانه‌ی تیمِ فروش دیده می‌شوند و هرکدام را می‌شود هفته‌به‌هفته وارسی کرد.

۱. پاسخِ به‌موقع

به‌موقع یعنی «در زمانی که مشتری انتظار دارد»، نه لزوماً همان لحظه. مشتری‌ای که ساعتِ ده صبح پیام داده و تا عصر جوابی نگرفته، نتیجه می‌گیرد که مهم نیست — حتی اگر جوابِ فردای شما بهترین جوابِ ممکن باشد. برای تیم یک معیارِ نوشته‌شده بگذارید؛ مثلاً هر تماس و پیامِ کاری همان روز جواب بگیرد، حتی اگر جواب این باشد: «بررسی می‌کنم و تا فردا ساعتِ یازده خبر می‌دهم.» چنین جوابی خودش یک قول است، و اصلِ دوم سراغش می‌رود.

۲. سرِ قول ماندن

نارضایتی اغلب از قول‌های بزرگ نمی‌آید؛ از قول‌های کوچکِ فراموش‌شده می‌آید: «شنبه زنگ می‌زنم»، «کاتالوگ را می‌فرستم»، «قیمتِ جدید را اعلام می‌کنم». قاعده ساده است: هر قول یک تاریخ و یک مسئول دارد و جایی ثبت می‌شود که بیرون از حافظه‌ی یک نفر باشد. اگر عمل به قول ممکن نشد، پیش از رسیدنِ موعد خبر بدهید و تاریخِ تازه بگذارید. مشتری با «دیر شد ولی خودش خبر داد» کنار می‌آید، با «یادش رفت» نه.

۳. شناختِ سابقه

مشتری نباید هر بار از اول تعریف کند چه خریده، چه مشکلی داشته و دفعه‌ی قبل به چه نتیجه‌ای رسیده‌اید. پیش از هر تماس آخرین گفت‌وگو را بخوانید: آخرین قول چه بود؟ آخرین اعتراض چه بود؟ طرفِ صحبت چه کسی بود؟ این کار یک دقیقه وقت می‌گیرد و بیشتر از هر جمله‌ی مؤدبانه‌ای به مشتری نشان می‌دهد که برایتان مهم است. اینکه در پرونده‌ی مشتری دقیقاً چه چیزهایی ارزشِ ثبت دارد، در مقاله‌ی پرونده مشتری در CRM آمده است.

۴. یک صدا از طرفِ شرکت

اگر کارشناسِ فروش یک قیمت بدهد و حسابداری قیمتِ دیگری روی فاکتور بنویسد، یا مدیرِ فروش تخفیفی بدهد که کارشناس از آن خبر ندارد، مشتری با «یک شرکت» طرف نیست؛ با چند آدم طرف است که از کارِ هم خبر ندارند. یک صدا یعنی هر مشتری یک مسئولِ مشخص دارد، و هر کسِ دیگری که با او حرف می‌زند می‌تواند ببیند پیش از او چه گفته و چه قولی داده شده است.

۵. شفافیت در قیمت و پرداخت

هزینه‌ای که بعداً «اضافه» می‌شود — حمل، نصب، مالیاتی که معلوم نبود حساب شده یا نه — حتی اگر منطقی باشد، حسِ فریب‌خوردن می‌دهد. قیمت، مالیات، شرایطِ پرداخت و مدتِ اعتبارِ قیمت را مکتوب و یکجا بدهید، و اگر قیمتی قرار است عوض شود، پیش از صدورِ سند بگویید، نه روی فاکتور.

۶. پرسیدنِ رضایت

اگر نپرسید، معمولاً فقط ناراضی‌ترین مشتری‌ها خبرتان می‌کنند و بقیه بی‌صدا می‌روند. بعد از تحویل یا صدورِ فاکتور، یک تماسِ کوتاه و جدا بگیرید و یک سؤالِ مشخص بپرسید؛ جواب‌های کلی مثلِ «خوب بود» را با یک سؤالِ دوم باز کنید، چون اغلب یک نکته‌ی واقعی پشتشان است. روش‌ها و متنِ پیشنهادیِ این تماس در راهنمای سنجش رضایت مشتری و پیگیری پس از فروش آمده است.

۷. رسیدگی به ناراضی

مشتریِ ناراضی‌ای که اعتراض می‌کند هنوز نرفته است؛ دارد فرصتِ آخر را می‌دهد. رسیدگیِ درست چهار قدم دارد: گوش‌دادن تا آخر بدونِ دفاع، پذیرفتنِ سهمِ خودتان، یک راه‌حلِ مشخص با تاریخ، و یک تماسِ دوم بعد از اجرای آن راه‌حل تا مطمئن شوید مشکل واقعاً حل شده است. قدمِ چهارم معمولاً همان است که جا می‌افتد — و همان است که ناراضی را دوباره به مشتری تبدیل می‌کند.

مشتری‌مداری در فروشِ B2B: هر نقش به زبانِ خودش، یک پرونده برای کلِ سازمان

در فروش به سازمان‌ها «مشتری» یک نفر نیست. در یک خریدِ معمولی چند نقش درگیرند: کارشناسِ خرید یا تدارکات که استعلام می‌گیرد، کاربری که کالا را هر روز به کار می‌برد، واحدِ مالی که فاکتور و پرداخت را بررسی می‌کند، و مدیری که امضای آخر را می‌زند. هرکدام تعریفِ متفاوتی از «خدماتِ خوب» دارند: تدارکات مدارکِ کامل و به‌موقع می‌خواهد، کاربر کالایی که درست کار کند، مالی فاکتوری که با پیش‌فاکتور بخواند، و مدیر خیالِ راحت.

مشتری‌مداری در B2B یعنی این نقش‌ها را بشناسید و با هرکدام به زبانِ خودش حرف بزنید — ولی همه را زیرِ یک سازمان ثبت کنید. اگر گفت‌وگو با کاربرِ کالا در یک دفترچه، با تدارکات در یک گروهِ پیام‌رسان و با مالی در ایمیلِ یک همکارِ دیگر باشد، هیچ‌کس تصویرِ کامل را ندارد و قولی که به یکی داده شده، پیشِ دیگری نقض می‌شود. ویژگی‌های خودِ فروشِ سازمانی را در فروش B2B چیست آورده‌ایم.

نکته‌ی دوم حافظه‌ی سازمانی است. رابطه‌ی B2B بینِ دو سازمان است، نه دو نفر، و چرخه‌اش طولانی است: پیگیری‌ای که امروز قولش داده می‌شود ممکن است سه ماه بعد سررسید شود. در این فاصله کارشناسِ شما ممکن است جابه‌جا شود و مسئولِ خریدِ مشتری عوض شود. اگر سابقه در ذهن و گوشیِ یک نفر مانده باشد، با رفتنِ او رابطه از صفر شروع می‌شود — و مشتری‌ای که سال‌ها با شما کار کرده، با کارشناسِ تازه مثلِ یک غریبه حرف می‌زند.

نشانه‌های اینکه هنوز مشتری‌مدار نیستید

نظرسنجیِ داخلی معمولاً می‌گوید «ما مشتری‌مداریم». نشانه‌های زیر صادق‌ترند، چون از تجربه‌ی خودِ مشتری می‌آیند:

  • مشتری حرفش را تکرار می‌کند. هر بار که فردِ تازه‌ای از شرکت زنگ می‌زند، مشتری باید از اول توضیح بدهد چه خریده و چه مشکلی داشته است.
  • قول فراموش می‌شود. «شنبه زنگ می‌زنم» گفته شده و تا وقتی خودِ مشتری زنگ نزده، کسی یادش نیفتاده است.
  • رفتنِ کارشناس یعنی رفتنِ سابقه. وقتی کسی از تیم می‌رود، مشتریانش با کارشناسِ تازه از صفر شروع می‌کنند، چون تاریخچه در گوشی و پیام‌رسانِ شخصیِ او بوده است (راه‌های جلوگیری‌اش: امنیت اطلاعات مشتریان وقتی کارشناس فروش می‌رود).
  • مشتری خبرِ بد را خودش کشف می‌کند. تأخیرِ ارسال یا تغییرِ قیمت را مشتری از نرسیدنِ بار یا از روی فاکتور می‌فهمد، نه از شما.
  • فقط موقعِ وصول زنگ می‌زنید. اگر تنها تماسِ بعد از فروش تماسِ چک و قسط است، مشتری رابطه را فقط مالی می‌بیند.
  • دو نفر از شرکت دو جوابِ متفاوت می‌دهند. قیمت، موعدِ تحویل یا شرایطِ پرداخت بسته به اینکه مشتری با چه کسی حرف بزند فرق می‌کند.
  • هیچ‌کس نمی‌داند آخرین تماس کِی بوده. اگر بپرسید «با فلان مشتری آخرین بار کِی حرف زدیم؟» و جواب حدس باشد، مشتری‌هایی هستند که بی‌صدا رها شده‌اند.

این نشانه‌ها یک ریشه‌ی مشترک دارند: اطلاعات و قول‌ها در حافظه‌ی آدم‌هاست، نه در یک جای مشترک. به همین دلیل درمانشان هم بیشتر «روال» است تا کلاسِ آموزشِ رفتار.

مشتری‌مداری را چطور بسنجیم؟

مشتری‌مداری را با یک عدد نمی‌شود سنجید، ولی با چند شاخصِ ساده می‌شود دید که بهتر می‌شود یا بدتر. یک نکته پیش از جدول: برای این شاخص‌ها عددِ «استانداردِ صنعت» نیاورده‌ایم، چون منبعِ قابلِ اتکایی برای بازارِ ایران سراغ نداریم. مبنای مقایسه را ماهِ گذشته‌ی خودتان بگذارید.

شاخصچه چیزی را نشان می‌دهدچطور بشماریم
سهمِ مشتریانِ ناراضیکیفیتِ تجربه‌ی خریدِ اخیراز مشتریانی که بعد از خرید رضایتشان پرسیده شد، چند نفر ناراضی بودند — و به چند نفرشان رسیدگی شد
نرخِ ریزشمشتریانی که بی‌صدا رفته‌انداز مشتریانِ فعالِ ابتدای دوره، چند نفر در این دوره دیگر نخریدند
پیگیری‌های عقب‌افتادهقول‌هایی که در خطرِ فراموشی‌اندتعدادِ پیگیری‌هایی که تاریخشان گذشته و هنوز انجام نشده‌اند
کارِ در موعد در برابرِ با تأخیرنظمِ تیم در عمل به قولاز کارهایی که مهلت داشتند، چند تا تا مهلت انجام شدند
مشتریانِ بی‌تماسرابطه‌هایی که رها شده‌اندمشتریانی که چند ماه هیچ گفت‌وگوی ثبت‌شده‌ای ندارند

دو شاخصِ اول «پسرو» هستند: وقتی بالا می‌روند، اتفاق افتاده است. سه شاخصِ آخر «پیشرو» هستند: پیش از آنکه رضایت پایین بیاید، معمولاً اول قول‌ها عقب می‌افتند و تماس‌ها کم می‌شوند. اگر فقط وقت دارید هر هفته یک عدد را نگاه کنید، تعدادِ پیگیری‌های عقب‌افتاده را نگاه کنید. فرمولِ ریزش و راه‌های کاهشش را در ریزش مشتری چیست آورده‌ایم و برای حسابِ سریع، ماشین‌حسابِ نرخ ریزش مشتری را به کار ببرید.

CRM چطور مشتری‌مداری را به روال تبدیل می‌کند

همه‌ی نشانه‌های بالا یک درمان دارند: قول و سابقه باید از ذهنِ افراد به یک جای مشترک برود. این دقیقاً کارِ نرم‌افزارِ CRM (مدیریت ارتباط با مشتری) است؛ اگر با این مفهوم تازه آشنا می‌شوید، CRM چیست را بخوانید. البته CRM خودش مشتری‌مداری نمی‌آورد: تیمی که قول را ثبت نکند، در بهترین نرم‌افزار هم قولش را فراموش می‌کند. ولی وقتی ثبت‌کردن عادت شد، هر اصل یک سازوکار پیدا می‌کند:

  • سرِ قول ماندن ← هر قول یک پیگیری با تاریخ، ساعت و مسئول می‌شود و سرِ موعد یادآوری می‌آید.
  • شناختِ سابقه و یک صدا ← گفت‌وگوها، از هر همکاری، در پرونده‌ی همان مشتری و سازمانش جمع می‌شوند.
  • پرسیدنِ رضایت ← بعد از فروش، تماسِ رضایت‌سنجی در فهرستِ کارها می‌نشیند و لازم نیست کسی یادش بماند.
  • پیشگیری از رهاشدن ← مشتری‌ای که مدتی کسی سراغش نرفته، به مدیر گزارش می‌شود.

زمان‌بندی و متنِ پیگیری‌ها را در راهنمای پیگیری مشتری نوشته‌ایم، و اگر تازه می‌خواهید CRM را در تیم راه بیندازید، پیاده‌سازی CRM مراحل و دلایلِ شکستش را می‌گوید.

نمونه: مشتری‌مداری در ملل CRM

در ملل سی آر ام هرکدام از اصل‌های بالا به یک صفحه یا دکمه‌ی مشخص وصل است. نامِ داخلِ «» همان چیزی است که در نرم‌افزار می‌بینید.

  • قول با تاریخ و ساعت: هنگامِ ثبتِ مکالمه، در بخشِ «پیگیریِ بعدی» خودتان یا همکارتان را با نقشِ «مسئولِ انجام» انتخاب می‌کنید، «پیگیری بعدی — تاریخ» و «پیگیری بعدی — ساعت» (و اگر لازم است «مهلت انجام — تاریخ») را می‌گذارید و دکمه‌ی «مطلع کردن» را می‌زنید. یادآوریِ صدادار دقیقاً سرِ همان ساعت می‌آید (به شرطِ اینکه زنگوله‌ی بالای صفحه یک‌بار روی همان دستگاه فعال شده باشد). اگر ساعت نگذارید، فقط اعلانِ بی‌صدای لحظه‌ی سپردن می‌رسد و کار در فهرستِ کارها می‌نشیند؛ نرم‌افزار سرِخود ساعت انتخاب نمی‌کند و کارِ قدیمی را هر روز دوباره یادآوری نمی‌کند.
  • از چه راهی پیگیری شود: برای «مسئولِ انجام» گزینه‌ی «این کار چطور انجام شود؟» (مثلِ «زنگ بزن» یا «حضوری برو») هم هست. گزارشِ «مقایسه‌ی نحوه‌ی پیگیری» نشان می‌دهد هر همکار چند پیگیری و از چه راه‌هایی کرده، چه سهمی از کارهای هر راه هنوز پاسخ نگرفته، از سپردن تا پاسخ چقدر طول کشیده، و هر مشتری بیشتر از چه راهی پیگیری شده است.
  • سابقه‌ی کاملِ سازمان: در صفحه‌ی هر سازمان، کارتِ «مکالمه‌های این سازمان» مکالمه‌های رابط‌های آن سازمان را یکجا نشان می‌دهد — به ترتیبِ تاریخِ پیگیری، تازه‌ترین بالا — با نامِ رابط، موضوع، متن و وضعیتِ «باز/خاتمه‌یافته». ادمینِ شرکت و همکاری که کلیدِ «دیدنِ همه‌ی مشتریانِ شرکت» را دارد مکالمه‌های همه‌ی رابط‌ها را می‌بیند؛ هر کارشناسِ دیگر مکالمه‌های رابط‌هایی را که مشتریِ خودش‌اند. در فروشِ B2B که چند نفر از یک سازمان طرفِ صحبت‌اند، همین کارت حافظه‌ی مشترکِ تیم است.
  • رضایت بعد از خرید: چند روز بعد از فاکتورِ فروش (تعدادِ روز را ادمین در «تنظیمات» ← «تعداد روز پیگیریِ خودکار رضایت‌سنجی بعد از فاکتور فروش» تعیین می‌کند)، سیستم برای کارشناسِ فروشِ آن مشتری خودکار یک پیگیریِ «بررسی رضایت مشتری» می‌سازد؛ به شرطی که سازمانش «این سازمان مشتری ماست» باشد. جواب با دکمه‌های «راضی بود» یا «راضی نبود» در پرونده‌ی مشتری ثبت می‌شود و وضعیتِ او در «سفرِ فروش» «راضی» یا «ناراضی» می‌شود؛ سازمانی که بعد از فروش است هم به کادرِ «راضی» یا «ناراضی» بالای فهرستِ مشتریان می‌رود و با کلیک روی کادرِ «ناراضی» ناراضی‌ها یکجا دیده می‌شوند.
  • شناختِ رفتار: فیلدِ «وضعیت رفتاری» در پرونده‌ی شخص برچسب‌هایی مثلِ «خوش‌قول»، «بدقول» و «خوش‌اخلاق» می‌گیرد — چندتا با هم — و فهرستشان در «تنظیمات» قابلِ مدیریت است. این برچسب‌ها دستی و توصیفی‌اند و در «فیلتر پیشرفته»ی فهرستِ مشتریان هم می‌شود بر اساسشان فیلتر کرد.
  • هشدار برای مشتریِ رهاشده: «هشدارهای عدم پیگیری مشتری» (منوی «گزارش‌های مدیریتی ← گزارش‌های پیگیری»): اگر برای مشتری‌ای که کارشناسِ فروش دارد چند ماه هیچ مکالمه‌ای — از هر همکاری — ثبت نشود، به ادمین هشدار می‌رسد. تعدادِ ماه را ادمینِ شرکت در «تنظیمات» ← «تعداد ماهِ عدم پیگیری تا هشدار به ادمین» تعیین می‌کند.
  • در موعد یا با تأخیر: «گزارش انجام وظایف محول شده» و دکمه‌ی «مجموع عملکرد کاربران به تفکیک» کارهای سپرده‌شده‌ی هر همکار را به سه دسته‌ی در موعد، با تأخیر و انجام‌نشده در مهلت جدا می‌کنند. فقط کارهایی که مهلت داشته‌اند در این آمار شمرده می‌شوند. ادمینِ شرکت (یا همکاری که اجازه‌ی «دسترسی به گزارش‌های مدیریتی» دارد) کارنامه‌ی همه را می‌بیند و بقیه فقط کارنامه‌ی خودشان را.
  • رفتنِ کارشناس بدونِ رفتنِ سابقه: در «پخش استانی مشتریان» (فقط ادمینِ شرکت)، کارتِ «واگذاریِ همه‌ی مشتریانِ یک همکار» همه‌ی مشتریانِ همکاری را که رفته یکجا به همکارِ دیگری می‌دهد؛ کارتِ اولِ همان صفحه هم مشتریانِ یک استان یا شهر را. فقط «کارشناس فروش مربوطه» عوض می‌شود — و چون هر سازمان با اشخاصش یک مسئول دارد، سازمانِ این مشتری‌ها و بقیه‌ی اشخاصِ همان سازمان‌ها هم به همان همکار می‌رسند؛ پرونده و مکالمه‌ها سرِ جایشان می‌مانند و شمارشِ «هشدارهای عدم پیگیری مشتری» از تاریخِ واگذاری از نو شروع می‌شود. پیگیری‌ها و کارهای بازِ آن همکار با این کارت جابه‌جا نمی‌شوند؛ آن‌ها هنگامِ غیرفعال‌کردنِ همکار در صفحه‌ی همکاران منتقل می‌شوند.
نمای داشبورد ملل CRM؛ پیگیری‌ها، هشدارها و وضعیت مشتریان در یک جا
قابلیتدر ملل CRMتوضیح
پیگیریِ بعدی با تاریخ، ساعت و مسئول✓ داریم«پیگیری بعدی — تاریخ» و «پیگیری بعدی — ساعت» برای «مسئولِ انجام»؛ یادآوریِ صدادار فقط سرِ ساعت
سابقه‌ی گفت‌وگوهای کلِ سازمان✓ داریمکارتِ «مکالمه‌های این سازمان» در صفحه‌ی سازمان (همه‌ی رابط‌ها برای ادمین؛ برای کارشناس، رابط‌های خودش)
رضایت‌سنجیِ خودکار بعد از فاکتور✓ داریمپیگیریِ «بررسی رضایت مشتری» چند روز بعد از فاکتور (تعدادِ روز در «تنظیمات»)؛ دکمه‌های «راضی بود» / «راضی نبود»
برچسبِ رفتاریِ چندگانه✓ داریم«وضعیت رفتاری»: برچسب‌هایی که خودتان در «تنظیمات» تعریف می‌کنید (مثلاً «خوش‌قول» یا «بدقول»)؛ چندتا برای هر شخص
هشدارِ مشتریِ بی‌پیگیری✓ داریم«هشدارهای عدم پیگیری مشتری»؛ تعدادِ ماه را ادمین در «تنظیمات» تعیین می‌کند
آمارِ در موعد / با تأخیر✓ داریم«گزارش انجام وظایف محول شده»؛ فقط کارهای مهلت‌دار شمرده می‌شوند
مقایسه‌ی راه‌های پیگیری✓ داریم«مقایسه‌ی نحوه‌ی پیگیری» در «گزارش‌های مدیریتی»
تحویلِ مشتریانِ یک همکار به همکارِ دیگر✓ داریم«پخش استانی مشتریان» ← «واگذاریِ همه‌ی مشتریانِ یک همکار»؛ فقط ادمینِ شرکت
تیکتینگ و پرتال مشتری برای مشتریانِ شمابه‌زودیموتور تیکت هست ولی برای پشتیبانی خودِ ملل؛ امروز درخواست یا شکایتِ مشتری را به‌صورتِ مکالمه ثبت کنید و با «پیگیریِ بعدی» به مسئولش بسپارید
قابلیت‌های «به‌زودی» در برنامه‌ی توسعه‌اند و تاریخِ قطعی ندارند. اگر یکی از آن‌ها برای کارتان حیاتی است، پیش از شروع به ما بگویید تا صادقانه بگوییم چه زمانی می‌رسد.

اشتباه‌های رایج به اسمِ مشتری‌مداری

  1. تخفیفِ بی‌حساب. تخفیفی که برای آرام‌کردنِ مشتری یا بستنِ سریعِ معامله داده می‌شود، به مشتری یاد می‌دهد که اعتراض‌کردن ارزان‌تر تمام می‌شود — و دفعه‌ی بعد زودتر اعتراض می‌کند. پیش از تخفیف بپرسید مشکلِ واقعی چیست؛ اغلب قیمت نیست. برای جواب‌دادن به «گران است» بدونِ تخفیفِ خودکار، پاسخ به اعتراضات مشتری را ببینید.
  2. قولِ غیرواقعی. «فردا تحویل می‌دهیم» برای بستنِ معامله، وقتی کالا در انبار نیست، امروز یک فروش می‌آورد و فردا یک مشتری را می‌برد. قولِ دیرتر ولی مطمئن همیشه از قولِ زودتر و شکسته بهتر است.
  3. پیگیریِ مزاحم. تماسِ هرروزه با «فقط خواستم ببینم تصمیم گرفتید یا نه» مشتری‌مداری نیست؛ فشار است. هر تماس باید دلیلِ تازه‌ای داشته باشد — اطلاعاتِ جدید، جوابِ سؤالی که مانده، یا موعدی که با خودِ مشتری قرار گذاشته‌اید. ساعتی را که مشتری گفته در دسترس است ثبت کنید و همان ساعت زنگ بزنید، نه هر وقت یادتان افتاد.
  4. سپردنِ مشتری‌مداری به یک نفر. اینکه یک «مسئولِ ارتباط با مشتری» گذاشته شود تا بقیه‌ی تیم خیالشان راحت باشد، همان سطحِ «خدماتِ مشتری» است. مشتری از حسابدار و انباردار هم تجربه می‌گیرد.
  5. سنجیدن با نظرسنجیِ سالانه. نظرسنجیِ سالی یک بار نشان نمی‌دهد کدام قول این هفته عقب افتاده است. شاخص‌های پیشرو را هفتگی نگاه کنید و نظرسنجی را مکملشان بدانید، نه جایگزینشان.

چک‌لیستِ قابلِ چاپ برای جلسه‌ی هفتگیِ فروش

این ده سؤال را هر هفته، پانزده دقیقه در ابتدای جلسه‌ی فروش مرور کنید. صفحه را با Ctrl+P چاپ کنید (هدر، فهرستِ مطالب و فوترِ سایت چاپ نمی‌شوند ولی متنِ کاملِ مقاله چاپ می‌شود؛ اگر فقط جدول را می‌خواهید، در پنجره‌ی چاپ فقط صفحه‌ی همین جدول را انتخاب کنید) یا جدول را در دفترِ جلسه بکشید. جوابِ هر سؤال باید یک عدد یا یک نام باشد، نه «تقریباً خوب».

ردیفپرسشجوابِ این هفتهاقدام و مسئول
۱چند پیگیری تاریخشان گذشته و هنوز انجام نشده‌اند؟ مالِ چه کسی‌اند؟
۲کدام قول‌های این هفته (تماس، پیش‌فاکتور، نمونه، تحویل) در خطرِ دیرشدن‌اند و آیا مشتری خبر دارد؟
۳چند مشتری چند ماه است هیچ تماسِ ثبت‌شده‌ای ندارند؟ کدام‌ها این هفته تماس می‌گیرند؟
۴از کارهای سپرده‌شده‌ی مهلت‌دار، چند تا در موعد و چند تا با تأخیر انجام شد؟
۵بعد از فروش‌های هفته‌ی گذشته، رضایتِ چند مشتری پرسیده شد؟
۶چند مشتری ناراضی بودند و برای هرکدام چه کسی، تا چه تاریخی، چه کاری می‌کند؟
۷به کدام اعتراضِ هفته‌ی قبل رسیدگی شد و آیا تماسِ دوم بعد از رسیدگی گرفته شد؟
۸آیا تخفیف یا شرایطِ خاصی بیرون از قاعده داده شد؟ دلیلش ثبت شده است؟
۹مشتریانِ همکاری که رفته یا جابه‌جا شده به چه کسی سپرده شدند و کارهای بازش منتقل شد؟
۱۰کدام گفت‌وگوی این هفته را می‌شد بهتر انجام داد و چه چیزی از آن یاد گرفتیم؟

سؤال‌های ۱، ۳ و ۴ در عمل از گزارش‌های CRM جواب می‌گیرند و بقیه از گفت‌وگوی خودِ تیم. بقیه‌ی راهنماهای فروش و پیگیری در فهرست مقالات هستند.

پرسش‌های متداول درباره‌ی مشتری‌مداری

مشتری مداری چیست؟

مشتری‌مداری یعنی کسانی که با مشتری سروکار دارند، تصمیم‌های روزانه‌شان را با این معیار بسنجند که مشکلِ مشتری حل شود و رابطه برای خریدِ بعدی بماند: پاسخِ به‌موقع، سرِ قول ماندن، شناختِ سابقه و شفافیت در قیمت. به معنای قبول‌کردنِ هر خواسته‌ای نیست.

تفاوت مشتری مداری و مشتری محوری چیست؟

مشتری‌مداری بیشتر در سطحِ رفتار و تعاملِ روزانه است؛ یعنی کارشناس چطور جواب می‌دهد و پیگیری می‌کند. مشتری‌محوری در سطحِ راهبردِ کلِ سازمان است؛ یعنی محصول، قیمت‌گذاری و فرایندها حولِ نیازِ مشتری طراحی شوند. این دو اصطلاح در نوشته‌های فارسی گاهی جابه‌جا به کار می‌روند.

آیا مشتری مداری یعنی حق همیشه با مشتری است؟

نه. مشتری‌مداری یعنی خواسته‌ی مشتری جدی گرفته شود و جوابِ صادقانه بگیرد، نه اینکه به هر خواسته‌ای «بله» گفته شود. یک «نه»ی به‌موقع و روشن، از قولی که نمی‌شود به آن عمل کرد مشتری‌مدارانه‌تر است.

مشتری مداری را چطور بسنجیم؟

با چند شاخصِ ساده که هر ماه با ماهِ قبلِ خودتان مقایسه شوند: سهمِ مشتریانِ ناراضی و اینکه به هرکدام رسیدگی شد یا نه، نرخِ ریزش، تعدادِ پیگیری‌های عقب‌افتاده، سهمِ کارهایی که در موعد انجام شده‌اند و تعدادِ مشتریانی که چند ماه تماسی نداشته‌اند.

یک نمونه رفتار مشتری مدارانه در فروش چیست؟

کارشناسی که قول داده پنجشنبه قیمت را اعلام کند و قیمت آماده نشده، پیش از پنجشنبه خودش زنگ می‌زند و تاریخِ تازه‌ای می‌دهد. یا پیش از هر تماس آخرین مکالمه را می‌خواند تا مشتری مجبور نشود حرفش را تکرار کند.

ملل CRM چه کمکی به مشتری مداری تیم فروش می‌کند؟

در ملل CRM هر قول با «پیگیری بعدی — تاریخ» و ساعت به یک «مسئولِ انجام» سپرده می‌شود، چند روز بعد از فاکتورِ فروش، پیگیریِ «بررسی رضایت مشتری» خودکار برای کارشناسِ فروش ساخته می‌شود، و اگر چند ماه برای مشتریِ دارای کارشناس هیچ مکالمه‌ای ثبت نشود، ادمین هشدار می‌گیرد.

می‌خواهید قول‌های تیمِ فروش دیگر فراموش نشود؟

۱۴ روز رایگان، بدون کارت بانکی؛ کارشناس ما تماس می‌گیرد و راه‌اندازی را همراهی می‌کند.

درخواست دموی رایگان

یا همین حالا تماس بگیرید: 09129176853

مشاوره رایگان پیام در واتساپ پیام در بله