پورسانت فروش چیست و از کدام عدد گرفته میشود؟
پورسانت فروش (در بعضی شرکتها «کمیسیون») مبلغی است که علاوه بر حقوق، یا بهجای آن، به نسبتِ نتیجهی فروش به کارشناس پرداخت میشود تا بخشی از درآمدش به همان چیزی گره بخورد که شرکت از او میخواهد. هر طرحِ پورسانت سه جزء دارد و فقط یکیشان درصد است: پایه (درصد از کدام عدد گرفته میشود)، نرخ (ثابت یا پلکانی) و زمان (آن عدد از کِی قطعی حساب میشود). بیشترِ اختلافها از پایه و زمان میآید، نه از نرخ. چهار پایهی رایج اینهاست:
| پایه | یعنی | خوبی | ریسک |
|---|---|---|---|
| فروشِ ناخالص | جمعِ فاکتورها پیش از تخفیف، گاهی حتی با مالیات | سادهترین عدد | تخفیفدادن برای کارشناس هزینه ندارد و مالیات هم درآمدِ شرکت نیست |
| فروشِ خالص | بعد از تخفیف و برگشتی، بیمالیات | تعادلِ خوبِ سادگی و انصاف | فروشِ نسیهی وصولنشده هم پورسانت میگیرد |
| مبلغِ وصولشده | پولی که واقعاً به حساب آمده | کارشناس شریکِ ریسکِ وصول میشود | پورسانت دیر میرسد و ثبتِ هر وصول باید دقیق باشد |
| سودِ ناخالص | فروشِ خالص منهای بهای تمامشده | کارشناس مراقبِ حاشیهی سود میشود | به قیمتِ خریدِ درست وابسته است و برای کارشناس شفاف نیست |
دو قاعده تقریباً در همهی طرحها درست است. یک: مالیات بر ارزش افزوده را در پایه نگذارید؛ این مبلغ روی فاکتور میآید ولی درآمدِ شرکت نیست و باید به سازمانِ امور مالیاتی برسد. دو: هزینههایی را که شرکت فقط از مشتری میگیرد و جای دیگری میپردازد، مثلِ کرایهای که به باربری میرسد، هم بیرون بگذارید. برای همین «فروشِ خالص» پایهی پیشفرضِ معقولی است: بعد از تخفیف، بعد از برگشتی، و بیمالیات.
پورسانتِ ثابت: فرمول و مثال
مثال (عددها فرضیاند): کارشناسی در یک ماه ۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال فروشِ خالص داشته و نرخِ پورسانتش ۲٪ است. پورسانتِ این ماه ۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ × ۲ ÷ ۱۰۰ = ۲۴٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال است.
پورسانتِ ثابت سادهترین طرح است: کارشناس با یک ضرب میداند چقدر گرفته و حسابدار هم با یک ضرب کنترلش میکند. ضعفش این است که بینِ ریالِ اولِ فروش و ریالِ آخر فرقی نمیگذارد؛ برای کارشناسی که از هدف گذشته انگیزهی اضافه نمیسازد، و اگر پایه فروش باشد، تخفیفدادن برایش تقریباً بیهزینه است.
«درصدِ معمولِ بازار» را نمیآوریم، چون منبعِ معتبری که برای همهی صنعتها عدد بدهد سراغ نداریم. راهِ قابلِ دفاع، حسابِ برعکس است: تعیین کنید کارشناسی که به هدفِ ماهانه رسیده چقدر پورسانت بگیرد و آن را بر هدف تقسیم کنید. در همین مثال، با هدفِ ۱٬۲۰۰ میلیون ریال و پورسانتِ هدفِ ۲۴ میلیون ریال، نرخ ۲٪ درمیآید؛ بعد بسنجید با حاشیهی سودتان جور است یا نه. گذاشتنِ هدف و شاخصهای سنجش را در KPI فروش: ۱۲ شاخصی که مدیر فروش باید هر هفته ببیند گفتهایم.
پورسانتِ پلکانی: دو روش، دو عددِ متفاوت
در پورسانتِ پلکانی نرخ با بالارفتنِ فروش زیاد میشود تا فروشِ بالاتر از هدف پاداشِ بیشتری بگیرد. ولی «پلکانی» دو معنای کاملاً متفاوت دارد، و اگر در توافقنامه ننویسید منظورتان کدام است، آخرِ ماه دو عدد روی میز است. مثالِ زیر با همان فروشِ فرضیِ ۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال و این پلههاست:
| پله | بازهی فروشِ خالص | نرخ |
|---|---|---|
| ۱ | تا ۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال | ۱٪ |
| ۲ | بیش از ۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال | ۲٪ |
| ۳ | بیش از ۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال | ۳٪ |
روشِ اول: کلِ فروش با نرخِ پلهی آخر
فروش در پلهی سوم افتاده، پس همهی آن با ۳٪ حساب میشود: ۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ × ۳٪ = ۳۶٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال.
روشِ دوم: هر پله با نرخِ خودش
هر بخش از فروش فقط نرخِ پلهی خودش را میگیرد:
- ۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریالِ اول × ۱٪ = ۵٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال
- ۵۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریالِ دوم × ۲٪ = ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال
- ۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریالِ بالای مرزِ ۱٬۰۰۰ میلیون × ۳٪ = ۶٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال
جمع: ۲۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال. یعنی با همان پلهها و همان فروش، دو روش ۱۵٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال با هم فرق دارند.
فرقِ مهمتر در لبهی پلههاست. در روشِ اول، کسی که دقیقاً ۱٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال فروخته ۲٪ یعنی ۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال میگیرد، ولی با یک فاکتورِ کوچکِ دیگر کلِ فروشش ۳٪ میشود، یعنی بیش از ۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال. این پرشِ دهمیلیونی انگیزهی جابهجاکردنِ فاکتور بینِ ماهها میسازد. روشِ دوم در همان مرز ۱۵٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال میدهد و پرشی ندارد.
اگر روشِ اول را نگه میدارید، بنویسید اگر فاکتوری که فروش را از مرز رد کرده برگشت بخورد، پورسانتِ اضافهی همان پله هم پس گرفته میشود. ماشینحسابِ بالای صفحه هر دو روش و پرشِ مرز را کنارِ هم نشان میدهد.
مدلِ ترکیبی: حقوقِ پایه بهاضافهی پورسانت
در بسیاری از تیمهای فروش حقوقِ ثابتی هست و پورسانت رویش میآید: حقوقِ ثابت کارشناس را در ماههای کمفروش نگه میدارد و پورسانت او را به نتیجه گره میزند. هرچه چرخهی فروش طولانیتر و کارِ کارشناس بیشتر پیگیری و خدمت باشد، منطقی است سهمِ ثابت بزرگتر باشد؛ در فروشِ کوتاه و تکراری، سهمِ پورسانت.
مثال: با حقوقِ ثابتِ فرضیِ ۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال، دریافتیِ همین کارشناس با پورسانتِ ثابتِ ۲٪ میشود ۲۲۴٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال و با روشِ «هر پله با نرخِ خودش» ۲۲۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال. همین مثال را در ماشینحساب ببینید. این عددها پیش از کسرِ بیمه و مالیاتاند و محاسبهی آن کسورات کارِ حسابدارِ شماست.
پورسانت از فروش یا از سود؟
پورسانت بر پایهی فروش یک ضعفِ ذاتی دارد: کارشناس از تخفیفی که میدهد تقریباً ضرر نمیکند. پورسانت بر پایهی سودِ ناخالص این را درست میکند، چون هر ریال تخفیف مستقیم از سودی کم میشود که پورسانت از آن گرفته میشود.
پورسانت = سودِ ناخالص × نرخِ پورسانت ÷ ۱۰۰
مثال: اگر بهای تمامشدهی همان فروشِ فرضیِ ۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریالی ۹۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال باشد، سودِ ناخالص ۳۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال است و پورسانتِ ۸٪ از سود همان ۲۴٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال میشود — برابر با ۲٪ از فروش. حالا فرض کنید کارشناس برای بستنِ همین فروش ۵٪ تخفیف (۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال) بدهد:
| طرح | بیتخفیف | با ۵٪ تخفیف | تغییرِ پورسانت |
|---|---|---|---|
| ۲٪ از فروشِ خالص | ۲۴٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال | ۲۲٬۸۰۰٬۰۰۰ ریال | ۵٪ کمتر |
| ۸٪ از سودِ ناخالص | ۲۴٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال | ۱۹٬۲۰۰٬۰۰۰ ریال | ۲۰٪ کمتر |
در پایهی سود، کارشناس همان سهمی از تخفیف را حس میکند که شرکت حس میکند. ولی این روش یک پیششرطِ سخت دارد: بهای تمامشده باید درست ثبت شده باشد. اگر قیمتِ خریدِ یک کالا در سیستم خالی مانده باشد، سودِ آن کالا برابرِ کلِ فروشش دیده میشود؛ در همین مثال اگر بها صفر ثبت شده بود، پورسانتِ ۸٪ بهجای ۲۴ میلیون، ۹۶٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال درمیآمد. خطای برعکس — قیمتِ خریدِ بالاتر از واقع — هم پورسانت را بیدلیل کم میکند و اعتمادِ کارشناس را از بین میبرد.
مشکلِ دوم شفافیت است: خیلی از شرکتها قیمتِ خرید را به کارشناس نشان نمیدهند و او عددی میگیرد که نمیتواند کنترلش کند. راهِ میانهی رایج، پورسانت از فروشِ خالص با نرخِ متفاوت برای گروههای کالاست: کالای پرسودتر نرخِ بالاتر، و تخفیفِ بالای یک سقف نرخ را پایین میآورد.
پورسانت بعد از فاکتور یا بعد از وصول؟
در فروشِ نقدی این سؤال مطرح نیست. در فروشِ چکی و اقساطی، فاصلهی فاکتور تا پول ممکن است ماهها باشد و هر کدام را انتخاب کنید، یک طرف ریسک را میپذیرد:
- بعد از فاکتور: پورسانت زود میرسد، ولی ریسکِ وصولنشدن فقط با شرکت است و کارشناس دلیلی ندارد خوشحسابیِ مشتری را جدی بگیرد.
- بعد از وصول: کارشناس شریکِ ریسک میشود، ولی پورسانت دیر و تکهتکه میرسد و ثبتِ هر وصول باید دقیق باشد.
- ترکیبی: بخشی هنگامِ فاکتور و بقیه هنگامِ وصول، مثلاً نیمی و نیمی.
هر کدام را انتخاب کنید، سه حالت را از پیش بنویسید:
- برگشت از فروش: پورسانتِ مبلغِ برگشتی در دورهای کم میشود که برگشتی ثبت شده، نه اینکه حسابِ ماهِ قبل دوباره باز شود. اگر پورسانتِ آن دوره کمتر از کسری بود، باقیاش به دورهی بعد میرود.
- چکِ برگشتی: در طرحِ «بعد از وصول»، چکِ برگشتی وصول حساب نمیشود تا پولش واقعاً برسد. در طرحِ «بعد از فاکتور» بنویسید پورسانتِ آن مبلغ تا وصول معلق یا کسر میشود.
- وصولِ جزئی و طلبِ سوختشده: پورسانت به نسبتِ مبلغِ وصولشده، و برای طلبی که تا مدتِ مشخصی وصول نشده، تکلیفی روشن؛ مثلاً کسر از پورسانتهای بعدی.
وصولِ اقساط و چکها خودش یک فرایند است؛ مسیرِ صدورِ فاکتورِ رسمی تا ثبتِ وصول را در CRM با صدور فاکتور رسمی و وصول مطالبات گفتهایم.
دو کارشناس روی یک مشتری: تقسیمِ پورسانت و تحویلِ مشتری
سختترین دعواهای پورسانت سرِ نرخ نیست، سرِ «مالِ کیست» است. چهار وضعیتِ تکراری:
- پیداکننده و بستنکننده: یکی مشتری را پیدا کرده و دیگری معامله را بسته. سهمِ هرکدام را با درصد بنویسید، مثلاً ۳۰ و ۷۰؛ عددِ دقیق به کارِ شما بستگی دارد، از پیش نوشتهشدنش مهم است.
- کارشناسِ اصلی و همکارِ پشتیبان: یا یک نفر صاحبِ پورسانت است و دیگری پاداشِ جدا میگیرد، یا سهمها از اول تعیین میشوند.
- تحویلِ مشتری وسطِ مذاکره: منطقه یا مسئول عوض شده. قاعدهی رایج: معاملهای که پیش از تحویل شروع شده تا بستهشدن سهمِ کارشناسِ قبلی را دارد و فروشهای تازه مالِ صاحبِ جدید است.
- رفتنِ کارشناس: برای فاکتورهایی که پیش از رفتن صادر شده و بعد وصول میشوند، از اول بنویسید پورسانت پرداخت میشود یا نه.
مرزِ مالکیتِ مشتری و منطقه را در تقسیم مشتریان بین کارشناسان فروش باز کردهایم. در شرکتهای پخش که ویزیتور، سرپرست و موزع هرکدام در یک فروش نقش دارند تقسیم پیچیدهتر است؛ آن فضا را در CRM برای شرکت پخش و بازرگانی ببینید.
بندهای لازم در توافقنامهی پورسانت
توافقنامهی پورسانت لازم نیست طولانی باشد، ولی باید پیش از شروعِ دوره امضا شود و هر سؤالِ آخرِ ماه را از قبل جواب بدهد:
- پایه: دقیقاً کدام عدد، و از کدام گزارش برداشته میشود.
- نرخ و پلهها: و اگر پلکانی است، کدام روش: «کلِ فروش با نرخِ پلهی آخر» یا «هر پله با نرخِ خودش».
- دوره و تاریخِ ملاک: ماهانه یا فصلی؛ ملاک تاریخِ فاکتور، تأیید یا وصول.
- زمانِ پرداخت: چند روز بعد از پایانِ دوره، همراهِ حقوق یا جدا.
- برگشتی، چکِ برگشتی و طلبِ سوختشده: همان سه حالتِ بخشِ قبل.
- تخفیف: سقفِ تخفیفِ مجازِ کارشناس و اثرِ تخفیفِ بیشتر روی نرخ.
- سهمِ مشترک: درصدِ تقسیم بینِ دو نفر و قاعدهی تحویلِ مشتری.
- سقف یا کف: اگر پورسانت سقف یا حداقلِ تضمینشده دارد، با عدد.
- تغییرِ طرح: فقط از دورهی بعد و با اطلاعِ کتبیِ قبلی.
- پایانِ همکاری: تکلیفِ فاکتورهای وصولنشدهی کارشناسی که میرود.
دو موضوع را عمداً اینجا باز نکردهایم. اینکه پورسانت در فیشِ حقوق چطور میآید و چه کسورِ بیمه و مالیاتی دارد، کارِ حسابدار یا مشاورِ مالیاتیِ شماست؛ و متنِ نهاییِ توافقنامه بهتر است با مشاورِ حقوقی بسته شود. این راهنما جای هیچکدام را نمیگیرد. جای طرحِ پورسانت کنارِ بقیهی انتظارها از کارشناس را هم در شرح وظایف کارشناس فروش ببینید.
عددِ پایهی پورسانت در ملل CRM از کجا میآید؟
اول یک جملهی صریح: ملل سی آر ام پورسانت را خودش حساب نمیکند؛ جایی برای ثبتِ نرخ و پلهها یا صدورِ فیشِ پورسانت ندارد. کاری که میکند ساختنِ عددِ پایه است — همان عددی که بیشترِ دعواها سرِ آن است — با قاعدهای ثابت که هر ماه یکسان اجرا میشود. نامِ داخلِ «» همان چیزی است که در نرمافزار میبینید.
- «مرور فروش» («بخش حسابداری ← فروش»): زبانهی «کارشناس» فروشِ هر نفر را جمع میزند. فقط فاکتورِ فروشِ تاییدشدهی نهایی و باطلنشده شمرده میشود (پیشفاکتور نه)، تیکِ «کسر برگشتیها» (پیشفرض روشن) برگشتی را کم میکند، و «فروش خالص» بعد از تخفیفِ ردیف و سهمِ «تخفیف کلی» و بیمالیات است — همان پایهی بخشِ اول. این صفحه را مدیرِ شرکت و هر همکاری که اجازهی دیدنِ فاکتورها دارد میبیند و زبانهی «کارشناس» فروشِ همهی همکاران را کنارِ هم نشان میدهد.
- دوره و خروجی: «از تاریخ» و «تا تاریخ» دوره را میبندند، فیلترِ «کارشناس» (فقط برای مدیر) یک نفر را جدا میکند، و «چاپ»، «خروجی اکسل» و «سوابق» (ذخیرهی فیلترِ هر ماه با یک نام) هم هست.
- «کارشناس» یعنی صادرکنندهی فاکتور، نه مسئولِ مشتری؛ اگر فاکتورها را حسابدار مستقیم صادر میکند، فروش پای او نوشته میشود. برگشتیِ بیصادرکننده پای صادرکنندهی فاکتورِ اصلی مینشیند.
- سود: زبانهی سود فقط به تفکیکِ کالاست و فقط با اجازهی «دیدنِ قیمت خرید» دیده میشود (مدیرِ شرکت همیشه دارد). مدیر با انتخابِ یک نفر در فیلترِ «کارشناس» و رفتن به همین زبانه، در ردیفِ «جمع» سودِ ناخالصِ فروشهای همان یک نفر را میبیند؛ جدولی که سودِ همهی کارشناسها را کنارِ هم بگذارد نیست.
- روندِ ماهبهماه: در «نمودارهای فروش و مطالبات»، «روند فروش» با «گروهبندی» روی «کارشناس» فروشِ خالصِ هر نفر را دورهبهدوره نشان میدهد.
- فهرستِ فاکتورها: فیلترِ «کارشناس» (فقط مدیر) و «جمعِ مبلغِ این فیلتر» برای کنترلِ تکتکِ فاکتورها خوب است، ولی آن جمع با مالیات و هزینهی جانبی و بیکسرِ برگشتی است؛ پایه را از «مرور فروش» بردارید.
- پورسانتِ بعد از وصول: در «وصول مطالبات» هر سررسید مسئولِ وصولِ خودش را دارد و وصولِ جزئی ثبت میشود؛ چکی که بانک برگرداند («برگشت خورد» در «عملیات چک») سهمش از وصولشده برداشته میشود. ⚠️ پیشفرض این است که چک همین که ثبت شود وصولشده حساب شود؛ اگر پورسانت را بعد از نقدشدنِ چک میدهید، مدیرِ شرکت در «تنظیمات خزانه» گزینهی «چک کی تسویهی سررسید حساب شود» را روی «هنگام وصول چک» بگذارد تا چک تا «پاس شد» (یا «نقد کردن») وصولشده حساب نشود (فقط برای چکهای بعدی). مسئولِ وصول ممکن است کارمندِ مالی باشد؛ وصولِ هر فاکتور را به صادرکنندهاش نسبت دهید.
- دو کارشناس روی یک مشتری: «کارشناسهای فروش اضافی (اختیاری)» کنارِ «کارشناس فروش مربوطه» فقط دسترسیِ همزمان میدهد، نه درصدِ تقسیم؛ سهمها را طبقِ توافقنامه بیرون از برنامه حساب کنید.
| کاری که برای پورسانت لازم است | در ملل CRM | توضیح |
|---|---|---|
| فروشِ خالصِ هر کارشناس، بیمالیات و با کسرِ برگشتی | ✓ داریم | «مرور فروش» ← زبانهی «کارشناس» |
| خروجیِ اکسل و ذخیرهی فیلترِ هر دوره | ✓ داریم | «خروجی اکسل» و «سوابق» |
| روندِ فروشِ هر کارشناس در دورهها | ✓ داریم | «روند فروش» با «گروهبندی» روی «کارشناس» |
| ثبتِ وصول، وصولِ جزئی و چکِ برگشتی | ✓ داریم | «وصول مطالبات» و «عملیات چک»؛ با «هنگام وصول چک» در «تنظیمات خزانه»، چک تا «پاس شد» وصولشده حساب نمیشود |
| سودِ ناخالصِ هر کارشناس | ✓ یکبهیک | مدیر: فیلترِ «کارشناس» + زبانهی سود، ردیفِ «جمع»؛ جدولِ کنارِهمِ همهی کارشناسها نیست |
| ثبتِ نرخ و پله و محاسبهی خودکارِ پورسانت | ندارد | عدد را از «خروجی اکسل» بردارید و با ماشینحسابِ همین صفحه یا جدولِ خودتان حساب کنید |
گزارشهای دیگرِ فروش را در گزارش فروش آوردهایم. اگر نرخها را از قیفِ فروش درمیآورید، ماشینحسابِ نرخِ تبدیل هم به کارتان میآید و بقیهی ابزارهای رایگان در نمونه فایل و ابزار رایگان برای فروش هستند.
پرسشهای متداول دربارهی پورسانت فروش
پورسانت فروش چگونه محاسبه میشود؟
مبلغِ پایه را در نرخِ پورسانت ضرب و بر ۱۰۰ تقسیم کنید؛ مثلاً ۲٪ از فروشِ خالصِ ۱٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ریالی میشود ۲۴٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال. مهمتر از فرمول این است که از پیش بنویسید مبلغِ پایه کدام عدد است: فروشِ خالص، مبلغِ وصولشده یا سودِ ناخالص.
پورسانت پلکانی چطور حساب میشود؟
به دو روش. در روشِ «کلِ فروش با نرخِ پلهی آخر» همهی فروش نرخِ بالاترین پلهای را میگیرد که به آن رسیده؛ در روشِ «هر پله با نرخِ خودش» هر بخش از فروش نرخِ پلهی خودش را. در مثالِ این صفحه، با فروشِ ۱٬۲۰۰ میلیون ریال روشِ اول ۳۶ میلیون و روشِ دوم ۲۱ میلیون ریال پورسانت میدهد.
پورسانت را از فروش حساب کنیم یا از سود؟
پایهی سود کارشناس را مراقبِ تخفیف و حاشیهی سود میکند، ولی فقط وقتی منصفانه است که بهای تمامشدهی همهی کالاها درست ثبت شده باشد و کارشناس بتواند عدد را بفهمد. اگر این دو شرط نیست، پورسانت از فروشِ خالص با نرخِ متفاوت برای گروههای کالا راهِ میانهی امنتری است.
پورسانت بعد از صدور فاکتور پرداخت شود یا بعد از وصول؟
پرداخت بعد از فاکتور زود است ولی ریسکِ وصولنشدن را فقط به شرکت میسپارد؛ پرداخت بعد از وصول کارشناس را شریکِ ریسک میکند ولی دیر میرسد. راهِ میانه، بخشی هنگامِ فاکتور و بقیه هنگامِ وصول است؛ تکلیفِ برگشتی و چکِ برگشتی را هم از پیش بنویسید.
اگر مشتری کالا را برگرداند، پورسانت چه میشود؟
پورسانتِ مبلغِ برگشتی در دورهای کم میشود که برگشتی ثبت شده است و اگر پورسانتِ آن دوره کافی نبود، باقیاش به دورهی بعد میرود. این قاعده باید پیش از شروعِ دوره در توافقنامه آمده باشد.
درصد پورسانت فروش معمولاً چقدر است؟
عددِ منبعداری که برای همهی صنعتها معتبر باشد سراغ نداریم. نرخ را از عقب حساب کنید: تعیین کنید کارشناسی که به هدفِ دوره رسیده چقدر پورسانت بگیرد، آن را بر هدفِ فروش تقسیم کنید، و بعد مطمئن شوید با حاشیهی سودِ شما جور است.
ملل CRM پورسانت را خودش حساب میکند؟
نه. ملل CRM نرخ، پله یا فیشِ پورسانت ندارد. عددِ پایه را میدهد: «مرور فروش» با زبانهی «کارشناس» فروشِ خالص و بیمالیاتِ هر صادرکنندهی فاکتور را با تیکِ «کسر برگشتیها» نشان میدهد و «خروجی اکسل» دارد؛ پورسانت را با همان عدد حساب کنید.