مدیریت فرصت‌های فروش در CRM: از اولین تماس تا قرارداد

یک بیمارستان، یک کارخانه یا یک شرکتِ پخش، تصمیمِ خرید را در یک تماس نمی‌گیرد. از اولین تماس تا امضای قرارداد چند هفته یا چند ماه می‌گذرد، چند نفر از طرفِ مشتری درگیرند و چند نفر از طرفِ شما. مدیریت فرصت‌های فروش یعنی هرکدام از این خریدهای احتمالی را یک پرونده‌ی جدا ببینید: کجای مسیر است، دستِ کیست، قدمِ بعدی‌اش چیست، و اگر از دست رفت، چرا. این راهنما مراحل فروش سازمانی را از تعریف تا گزارش مرور می‌کند.

فرصت فروش چیست و چرا با «مشتری» یکی نیست؟

بیشترِ شرکت‌ها فهرستِ مشتریانشان را دارند، ولی فهرستِ «فرصت‌ها» را نه. مشتری یک سازمان یا یک شخص است؛ فرصت یک خریدِ مشخص است که ممکن است انجام شود یا نشود. یک سازمان می‌تواند هم‌زمان سه فرصتِ جدا داشته باشد: تمدیدِ قراردادِ خدمات، خریدِ یک دستگاهِ تازه، و سفارشِ اقلامِ مصرفی. اگر همه‌ی این‌ها زیرِ نامِ «مشتری» و در یک رشته‌ی یادداشت ثبت شوند، بعد از یک ماه هیچ‌کس نمی‌داند مذاکره‌ی کدام به کجا رسیده و کدام بی‌صدا تمام شده.

در فروشِ سازمانی (B2B) سه ویژگی این جداسازی را ضروری می‌کند:

  • چند تصمیم‌گیرنده: کاربرِ نهایی، تدارکات، مالی و مدیرعامل هرکدام بخشی از تصمیم را دارند و با هرکدام جدا حرف زده می‌شود.
  • چرخه‌ی طولانی: بین اولین تماس و قرارداد ممکن است ماه‌ها فاصله باشد؛ چیزی که در حافظه‌ی فروشنده بماند، در این فاصله گم می‌شود.
  • سندمحوری: پیش‌فاکتور، تأیید، قرارداد، فاکتور و وصول — هر قدم یک سند دارد و هر سند یک صاحب.

به همین دلیل نرم‌افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری از جایی به بعد کنارِ «مشتری» یک مفهومِ دوم می‌گذارند: معامله، دیل یا فرصت. مدیریت معاملات فروش یعنی همین پرونده‌های دوم را جدا ببینید، جدا جلو ببرید و جدا ببندید. اگر هنوز تصویرِ کلی از کارِ یک سی آر ام ندارید، اول CRM چیست؟ را بخوانید.

مراحل فروش سازمانی را چطور تعریف کنیم؟

پایپ لاین فروش — یا به تعبیرِ رایج‌تر در بازارِ ایران، کاریز فروش — فهرستِ مرتبِ مراحلی است که یک فرصت از اولین تماس تا نتیجه از آن‌ها می‌گذرد. اشتباهِ رایج این است که مراحل بر اساسِ حسِ فروشنده تعریف شوند: «علاقه‌مند»، «داغ»، «تقریباً قطعی». این‌ها اندازه‌گیری‌پذیر نیستند؛ دو کارشناس یک معامله را دو جور برچسب می‌زنند و گزارشِ آخرِ ماه عملاً نظرسنجی از خوش‌بینیِ تیم می‌شود.

قاعده‌ی بهتر این است که هر مرحله با یک رویدادِ قابلِ دیدن تمام شود. چند اصلِ عملی:

  • نامِ مرحله کارِ در انتظار را بگوید. «اخذ تأییدیه‌ی پیش‌فاکتور» از «مذاکره» روشن‌تر است، چون همه می‌دانند برای خروج از آن چه باید اتفاق بیفتد.
  • شرطِ خروج مشخص باشد. «پیش‌فاکتور تأیید شد»، «بار تحویل شد»، «وجه کامل وصول شد» — نه «مشتری راضی به نظر می‌رسید».
  • تعداد کم بماند. پنج تا هشت مرحله کافی است. با پانزده مرحله، کسی معامله‌ها را در مراحلِ میانی جابه‌جا نمی‌کند و کاریز از واقعیت عقب می‌افتد.
  • کالا و خدمات یک مدل ندارند. فروشِ کالا معمولاً «ارتباط اولیه ← پیش‌فاکتور ← تأیید ← فاکتور ← ارسال ← وصول» است؛ فروشِ خدمات بیشتر «تماس اولیه ← جلسه ← پروپوزال ← مذاکره ← قرارداد ← اجرا ← وصول».

یک نکته که اغلب جا می‌افتد: امضای قرارداد یا صدورِ فاکتور پایانِ چرخه نیست. اگر کاریز در مرحله‌ی فاکتور تمام شود، بخشِ پرریسکِ کار — ارسال و وصول — بیرون از دیدِ مدیر فروش می‌ماند. برای بازاری که چرخه‌اش از مناقصه شروع می‌شود، مقاله‌ی CRM تجهیزات پزشکی همین مسیر را دنبال می‌کند.

یک معامله، یک مسئول: صاحبِ هر مرحله کیست؟

فرصتی که دو صاحب دارد، در عمل صاحب ندارد. هرکدام فکر می‌کند دیگری پیگیر است و هیچ‌کدام زنگ نمی‌زند. خطرناک‌ترین لحظه‌ها هم جایی است که فرصت دست‌به‌دست می‌شود: از کارشناسِ فروش به مدیر برای تأیید، از مدیر به انبار برای ارسال، از انبار به مالی برای وصول. چند قاعده‌ی ساده این شکاف‌ها را می‌بندد:

  • روی هر فرصت یک نام، نه یک تیم. «تیم فروش تهران» مسئول نیست؛ «خانم الف» مسئول است.
  • مسئولِ فرصت مسئولِ همه‌ی مراحل است، حتی وقتی کار دستِ دیگری است. اگر پیش‌فاکتور منتظرِ تأییدِ مدیر است، باز هم کارشناس است که باید بداند چرا طول کشیده.
  • تغییرِ مسئول ثبت شود. چه کسی، کِی، از چه کسی به چه کسی؛ وگرنه شش ماه بعد معلوم نیست معامله‌ی باخته دستِ که بوده.
  • هر کارشناس فقط فرصت‌های خودش را ببیند. فهرستی که کارِ همه را نشان دهد، کارِ هیچ‌کس را نشان نمی‌دهد؛ مدیر است که باید همه را ببیند.
  • وقتی کسی می‌رود، فرصت‌های بازش همان روز صاحبِ تازه بگیرند. معامله‌های همکارِ رفته رایج‌ترین فرصت‌های گم‌شده‌اند.

اینکه نقش‌ها در تیم فروش چطور تقسیم شوند — چه کسی جذب کند، چه کسی ببندد، چه کسی وصول کند — موضوعِ مقاله‌ی تقسیم وظایف در تیم فروش است؛ این‌جا فقط روی خودِ فرصت تمرکز داریم.

تأیید پیش از آنکه پیش‌فاکتور فاکتور شود

در فروشِ سازمانی، حساس‌ترین لحظه وقتی است که قیمت و تخفیف قطعی می‌شود. کارشناسی که برای بستنِ معامله تحت فشار است، ممکن است تخفیفی بدهد که سودِ معامله را از بین ببرد یا شرایطِ پرداختی بپذیرد که مالی نمی‌تواند تحملش کند. تأییدِ پیش‌فاکتور برای همین است: نفرِ دومی قیمت، تخفیف و شرایطِ پرداخت را پیش از قطعی‌شدن ببیند، نه بعد از صدورِ فاکتور.

یک فرایندِ تأییدِ کارآمد پنج ویژگی دارد:

  • تأییدکننده مشخص است و دست‌کم دو نفر. اگر تنها تأییدکننده مرخصی باشد، کلِ فروش می‌خوابد.
  • ویرایش، تأیید را باطل می‌کند. وگرنه می‌شود سندِ ده میلیونی را تأیید گرفت و بعد صد میلیونی‌اش کرد.
  • رد با دلیل همراه است. کارشناس باید بداند چه چیزی را اصلاح کند، نه اینکه فقط بشنود «رد شد».
  • در تیم‌های بزرگ‌تر زنجیره دارد. اول سرپرستِ مستقیم، بعد مدیر؛ و مدیر در اضطرار بتواند هر دو مرحله را خودش بزند.
  • طرفِ مقابل روی سند مشخص است. پیش‌فاکتورِ سازمانی باید بگوید توافق با چه کسی از آن سازمان بسته شده.

اینکه فاکتور بعد از تأیید چطور صادر می‌شود، شماره‌ی رسمی می‌گیرد و وصول می‌شود، موضوعِ مقاله‌ی CRM با صدور فاکتور رسمی و وصول مطالبات است و این‌جا تکرارش نمی‌کنیم. مرزِ میانِ کاریزِ فروش در سی ار ام و دفترهای حسابداری را هم مقاله‌ی تفاوت CRM، ERP و نرم‌افزار حسابداری توضیح می‌دهد.

معامله‌ها کجا می‌میرند؟ فاصله‌ی بین مراحل

بیشترِ فرصت‌ها با یک «نه»ی صریح از بین نمی‌روند؛ بی‌صدا در فاصله‌ی بین دو مرحله می‌میرند. آخرین تماس خوب بوده، مشتری گفته «بررسی می‌کنیم»، و بعد هیچ. الگوهای رایج تقریباً همیشه همین‌هاست:

  • قدمِ بعدی برنامه‌ریزی نشده: گفت‌وگو ثبت شده، ولی هیچ تاریخی برای تماسِ بعدی نه.
  • توپ در زمینِ مشتری: «با مدیرمان صحبت می‌کنیم» و بعد سکوت؛ هیچ‌کس پیگیر نیست چون منتظریم.
  • گلوگاهِ داخلی: پیش‌فاکتور منتظرِ تأییدِ مدیری است که سفر است، یا بار منتظرِ موجودیِ انبار.
  • دست‌به‌دست شدن: فرصت از فروش به مالی رفته و هرکدام فکر می‌کند دیگری پیگیر است.

دو سنجه این مرگِ بی‌صدا را زود نشان می‌دهد: پیگیریِ بعدی (هر فرصتِ باز باید تاریخِ قدمِ بعدی داشته باشد) و روزهای بی‌فعالیت (چند روز است هیچ گفت‌وگویی روی این فرصت ثبت نشده). آستانه‌ی «راکد» به مرحله بستگی دارد: ده روز سکوت بعد از ارسالِ پیش‌فاکتور زنگِ خطر است، ولی در مرحله‌ی تصویبِ بودجه‌ی یک سازمانِ دولتی شاید عادی باشد؛ پس مهلت باید برای هر مرحله جدا تنظیم شود.

یک نکته‌ی ظریف: جابه‌جاکردنِ مرحله «فعالیت» نیست. کارشناسی که معامله را یک ستون جلو می‌کشد ولی با مشتری حرف نزده، فقط تخته را مرتب کرده. فعالیت یعنی گفت‌وگوی ثبت‌شده با مشتری، آن هم گفت‌وگویی که به همان معامله وصل شده باشد. اینکه فاصله‌ی تماس‌ها چقدر باشد و پیامِ پیگیری چه بگوید، در مقاله‌ی پیگیری مشتری آمده؛ این‌جا فقط می‌گوییم هیچ فرصتِ بازی نباید بی‌تاریخ بماند.

گزارش نرخ عبور بین مراحل: قیف واقعی کجا نشت می‌کند؟

سؤالِ مهمِ گزارشِ کاریز «چقدر فرصت در جریان داریم» نیست؛ این است که کجا از دستشان می‌دهیم. نرخِ عبور یعنی از فرصت‌هایی که به مرحله‌ای رسیده‌اند، چند درصد به مرحله‌ی بعد رفته‌اند. یک مثالِ ساختگی: از ۱۰۰ فرصتِ ثبت‌شده در یک فصل، ۶۰ تا پیش‌فاکتور گرفته‌اند، ۲۵ تا تأیید شده‌اند و ۲۰ تا فاکتور شده‌اند. افتِ بزرگ بین پیش‌فاکتور و تأیید است — یعنی مشکل احتمالاً قیمت یا شرایطِ پرداخت است، نه جذبِ مشتری؛ و آوردنِ سرنخِ بیشتر هیچ چیزی را حل نمی‌کند.

سنجه‌هایی که یک گزارشِ کاریز باید داشته باشد:

  • نرخِ عبورِ هر مرحله نسبت به مرحله‌ی قبل، تا محلِ نشت معلوم شود.
  • نرخِ برد از معامله‌های بسته، و طولِ چرخه از ساختِ فرصت تا برد.
  • ماندن در هر مرحله: میانگینِ روزهایی که فرصت‌ها در هر مرحله می‌مانند؛ مرحله‌ای که همیشه طول می‌کشد، گلوگاه است.
  • دلیلِ شکست از یک فهرستِ ثابت، نه متنِ آزاد. «گرون بود»، «قیمت بالا» و «مشکل قیمت» در متنِ آزاد سه دلیلِ جدا شمرده می‌شوند و گزارش هیچ‌وقت ساخته نمی‌شود.
  • مرحله‌ی شکست: معامله‌ی باخته باید مرحله‌اش را نگه دارد تا معلوم باشد «کجای قیف باختیم».
  • پیش‌بینیِ وزنی: مبلغِ هر فرصت ضرب در احتمالِ موفقیتِ مرحله‌اش، به تفکیکِ ماهِ احتمالیِ بستن؛ عددی واقع‌بینانه‌تر از جمعِ ساده‌ی همه‌ی فرصت‌ها.

این گزارش‌ها فقط وقتی معنی دارند که داده‌ی پشتشان راست باشد: اگر مراحل با رویدادِ واقعی جابه‌جا نشوند و دلیلِ شکست اجباری نباشد، نمودارِ زیبا فقط خطای ورودِ داده را خوش‌رنگ‌تر نشان می‌دهد. جابه‌جاییِ خودکارِ مرحله با رویدادِ سند را در اتوماسیون فروش توضیح داده‌ایم.

قیف فروش در CRM با کاریز معامله چه فرقی دارد؟

این دو مفهوم معمولاً قاطی می‌شوند و هر دو را «قیف» می‌نامند، ولی دو سؤالِ متفاوت را جواب می‌دهند:

  • قیفِ وضعیتِ مشتری می‌گوید رابطه با این مشتری کجاست: هنوز بالقوه است، در حال پیگیری است، خرید کرده، راضی است یا وفادار شده. هر مشتری در هر لحظه یک وضعیت دارد و این وضعیت آهسته عوض می‌شود.
  • کاریزِ معامله می‌گوید یک خریدِ مشخص کجاست: پیش‌فاکتور گرفته، منتظرِ تأیید است، ارسال شده یا منتظرِ وصول. یک مشتری می‌تواند هم‌زمان چند معامله در مراحلِ مختلف داشته باشد و هر معامله سرانجام با برد یا باخت بسته می‌شود.

هر دو هم‌زمان درست‌اند: سازمانی که سال‌هاست مشتریِ وفادارِ شماست، ممکن است همین هفته یک معامله‌ی تازه را به رقیب باخته باشد. اگر فقط قیفِ وضعیتِ مشتری را داشته باشید، این باخت دیده نمی‌شود؛ اگر فقط کاریزِ معامله را داشته باشید، نمی‌فهمید کدام مشتریان بعد از خرید رها شده‌اند. یک سی آر ام کامل هر دو را کنارِ هم نگه می‌دارد.

مدیریت فرصت‌های فروش در ملل CRM: چه داریم و چه به‌زودی می‌آید

تا این‌جا گفتیم مدیریت فرصت‌های فروش چه لازم دارد. حالا همان فهرست کنارِ وضعیتِ فعلیِ ملل سی آر ام؛ نامِ داخلِ «» همان چیزی است که در نرم‌افزار می‌بینید. گام‌به‌گامِ کار با معامله و کاریز در راهنمای کاریز معاملات و ثبتِ معامله آمده است.

صفحه‌ی «معامله‌ها» در منو کنارِ «مشتریان» است و هر معامله یک چرخه‌ی فروشِ مستقل با یک سازمان است. مراحل را مدیرِ شرکت در «تنظیمات» با دکمه‌ی «مدل‌های فروش» تعریف می‌کند و هر مرحله ستون‌های «تشخیصِ خودکار از روی»، «احتمالِ موفقیت» و «راکد پس از» را دارد. وقتی پیش‌فاکتور با دکمه‌ی «صدور پیش‌فاکتور» از صفحه‌ی معامله صادر شود، صدور، تأیید، «تبدیل به فاکتور»، ارسال و تحویلِ بار معامله را جلو می‌برند و وصولِ کاملِ همه‌ی فاکتورهایش آن را با «برد — وصولِ کامل» می‌بندد. همین دکمه‌ی «صدور پیش‌فاکتور» در فرمِ ثبتِ مکالمه هم، وقتی در کشوی «معامله» یک معامله انتخاب شده باشد، برای مسئولِ همان معامله یا مدیرِ شرکت هست؛ سندی که بی‌اتصال به معامله ساخته شود، معامله را جلو نمی‌برد.

هم پیش‌فاکتور و هم فاکتورِ فروش تأیید می‌خواهند: از ادمینِ شرکت یا همکاری که «اجازه‌ی تاییدِ اسناد» دارد. با تعیینِ «سرپرست»، سند اول نزدِ او می‌رود و پس از تأییدش «تایید سرپرست — منتظر مدیر» می‌شود؛ هر دو تأیید لازم است و مدیرِ شرکت در اضطرار می‌تواند هر دو را با هم بزند. ویرایشِ سند تأیید را باطل می‌کند و پیش‌فاکتورِ فروش بدونِ «رابطِ اصلی» تأیید نمی‌شود.

«نمایه‌ی فرصت» در صفحه‌ی هر معامله «سنِ فرصت»، «روزِ بی‌فعالیت» و «پیگیریِ بعدی» را نشان می‌دهد؛ برای باخت، «ناموفق شد» کشوی اجباریِ «دلیلِ شکست» را باز می‌کند؛ و صفحه‌ی «گزارش و پیش‌بینی» جدول‌های «قیفِ مراحل» (با ستون‌های «رسیده» و «عبور»)، «دلایلِ شکست»، «عملکردِ مسئولان»، «ماندن در هر مرحله» و «پیش‌بینی فروش» را دارد.

نمای داشبورد ملل CRM با فهرست پیگیری‌ها و معامله‌ها
قابلیتدر ملل CRMتوضیح
معامله جدا از مشتری؛ چند معامله‌ی هم‌زمان برای یک سازمان✓ داریمصفحه‌ی «معامله‌ها»؛ هر معامله مرحله‌ی خودش را دارد
تعریفِ مراحل و چند مدلِ فروش✓ داریم«تنظیمات» ← «مدل‌های فروش»؛ الگوهای «فروشِ کالا» و «فروشِ خدمات»؛ فقط مدیرِ شرکت
نمای کاریز با تعداد و جمعِ مبلغِ هر مرحله✓ داریمکلیدِ «فهرست» / «کاریز»؛ جابه‌جاییِ مرحله با کشوی پایینِ هر کارت، فقط برای مسئولِ معامله یا ادمین (کشیدن‌ورهاکردن عمداً ساخته نشده)
پیشرویِ خودکارِ مرحله با اسناد✓ داریمبرای سندی که با «صدور پیش‌فاکتور» از صفحه‌ی معامله یا از فرمِ ثبتِ مکالمه با همان معامله ساخته شده؛ وصولِ کامل ← «برد — وصولِ کامل»
یک مسئول برای هر معامله و سابقه‌ی تغییرش✓ داریم«مسئولِ مرحله» در صفحه‌ی معامله؛ تغییرِ «مسئولِ معامله» فقط با ادمین از «ویرایشِ معامله» و ثبت در «تاریخچه‌ی مراحل»
تأییدِ پیش‌فاکتور و فاکتور با زنجیره‌ی سرپرست✓ داریمزنگوله‌ی «تاییدِ اسناد»؛ ردکردن با «دلیل رد (اختیاری)»؛ ستونِ «سرپرست»؛ ویرایش تأیید را باطل می‌کند
نشانِ معامله‌ی راکد و بی‌پیگیری✓ داریم«راکد · N روز» با مهلتِ جدا برای هر مرحله (پیش‌فرض ۳۰ روز)؛ فیلترهای «امروز و عقب‌افتاده» و «بدونِ پیگیری»
دلیلِ شکستِ اجباری از فهرست✓ داریم«ناموفق شد» ← «دلیلِ شکست»؛ فهرست در «دلایلِ شکستِ معامله»؛ معامله‌ی باخته مرحله‌اش را نگه می‌دارد
گزارشِ نرخِ عبور و پیش‌بینیِ وزنی✓ داریم«گزارش و پیش‌بینی»: «قیفِ مراحل»، «نرخِ برد»، «طولِ چرخه‌ی فروش»، «عملکردِ مسئولان»، «پیش‌بینی فروش» با «احتمالِ موفقیت»
معامله‌های بازِ همکارِ غیرفعال✓ داریمدر «هشدارهای عدم پیگیری مشتری» با «انتقالِ همه به این همکار» یا «انتقال»؛ تا جایگزین معرفی نشود روزی یک بار به ادمین‌ها اعلان می‌رود
شش وضعیتِ خودکارِ مشتری («سفرِ فروش»)✓ داریمبالای فهرستِ «مشتریان»: «بالقوه»، «درحال پیگیری»، «بالفعل»، «راضی»، «ناراضی»، «وفادار» — خودکار (فقط «وفادار» را می‌شود از «راضی» دستی هم زد)
اعلانِ خودکار برای معامله‌ی راکدبه‌زودیامروز نشانِ «راکد» روی کارت و «روزِ بی‌فعالیت»ِ قرمز در «نمایه‌ی فرصت» دیده می‌شود، ولی برای راکدماندنِ خودِ معامله اعلانی نمی‌رود؛ فقط سندی که در یک مرحله معطل بماند (مثلاً پیش‌فاکتورِ تأییدنشده) یادآوریِ «پیگیریِ مرحله‌یِ فروش» را برای مسئولِ معامله می‌فرستد
مسئولِ جدا برای هر مرحله و دست‌به‌دست‌شدنِ خودکاربه‌زودیامروز هر معامله یک مسئول دارد و جابه‌جاییِ مرحله آن را عوض نمی‌کند؛ ادمین دستی عوضش می‌کند
پیامکِ خودکار به رابطِ مشتری در مراحلِ فروشبه‌زودی«رابطِ اصلی» و «رابط‌های دیگر» روی پیش‌فاکتور ثبت می‌شوند، ولی ارسالِ پیامکِ مراحل هنوز ساخته نشده
قابلیت‌های «به‌زودی» در برنامه‌ی توسعه‌اند و تاریخ قطعی ندارند. اگر اعلانِ معامله‌ی راکد یا مسئولِ جدا برای هر مرحله برای کارتان حیاتی است، قبل از شروع به ما بگویید تا صادقانه بگوییم چه زمانی می‌رسد.

در فرمِ ثبتِ مکالمه هم کشوی «معامله» فقط معامله‌های بازِ همان سازمان را نشان می‌دهد و اگر سازمان دقیقاً یک معامله‌ی باز داشته باشد، خودکار انتخاب می‌شود تا گفت‌وگوها به معامله وصل بمانند. بقیه‌ی راهنماها در فهرست مقالات است.

پرسش‌های متداول درباره‌ی مدیریت فرصت‌های فروش

فرق «معامله» با «مشتری» در ملل CRM چیست؟

مشتری شخص یا سازمانی است که با او کار می‌کنید؛ معامله یک چرخه‌ی فروشِ مشخص با یک سازمان است. یک سازمان می‌تواند هم‌زمان چند معامله‌ی باز داشته باشد و هرکدام مرحله‌ی خودش را دارد.

مراحل کاریز فروش را خودمان تعریف می‌کنیم؟

بله. مدیرِ شرکت در «تنظیمات» و دکمه‌ی «مدل‌های فروش» مراحل را می‌سازد، نام و ترتیبشان را عوض می‌کند و می‌تواند برای کالا و خدمات مدل‌های جدا داشته باشد. دو الگوی آماده‌ی «فروشِ کالا» و «فروشِ خدمات» هم برای شروع هست.

معامله خودش مرحله‌به‌مرحله جلو می‌رود؟

اگر پیش‌فاکتور با دکمه‌ی «صدور پیش‌فاکتور» از صفحه‌ی خودِ معامله صادر شود، بله: صدور و تأییدِ پیش‌فاکتور، تبدیل به فاکتور، ارسال، تحویل و وصولِ کامل معامله را جلو می‌برند. مرحله‌ای که «بدونِ تشخیصِ خودکار» تعریف شده دستی جابه‌جا می‌شود.

معامله‌ی راکد را از کجا بفهمم؟

روی کارتِ کاریز نشانِ «راکد · N روز» می‌آید وقتی به‌اندازه‌ی مهلتِ آن مرحله (پیش‌فرض ۳۰ روز) هیچ مکالمه‌ای روی معامله ثبت نشده باشد، و فیلترِ «بدونِ پیگیری» معامله‌های بی‌برنامه را جدا می‌کند. اعلانِ خودکار برای معامله‌ی راکد به‌زودی اضافه می‌شود.

کارشناس فروش معامله‌های همکارش را می‌بیند؟

نه. کارشناس فقط معامله‌هایی را می‌بیند که مسئولشان خودش است (هر معامله یک مسئول دارد)؛ ادمینِ شرکت همه را می‌بیند. جابه‌جاییِ مرحله و بستنِ معامله هم فقط با مسئولِ همان معامله یا ادمینِ شرکت است.

می‌خواهید کاریزِ معامله‌های خودتان را ببینید؟

۱۴ روز رایگان، بدون کارت بانکی؛ کارشناس ما تماس می‌گیرد و راه‌اندازی را همراهی می‌کند.

درخواست دموی رایگان

یا همین حالا تماس بگیرید: 09129176853

مشاوره رایگان پیام در واتساپ پیام در بله