اعتبارسنجیِ مشتری و سقفِ اعتبار در فروشِ نسیه: از سیاستِ اعتباری تا کنترل در لحظه‌ی صدورِ فاکتور

فروشِ نسیه و چکی در بسیاری از صنف‌های بازارِ ایران — به‌خصوص پخش و بازرگانی — رایج است؛ و کمتر مدیرِ فروش یا مالی‌ای هست که مشتری‌ای را ندیده باشد که خریدش هر ماه بزرگ‌تر شد و چک‌هایش یکی‌یکی برگشت خورد. اعتبارسنجیِ مشتری و تعیینِ سقفِ اعتبار راهِ جلوگیری از همین مطالباتِ سوخت‌شده است. این راهنما می‌گوید سیاستِ اعتباری را چطور بنویسید، سقف را با چه معیاری بگذارید، مانده را دقیقاً چطور بشمارید، و کنترل را کجا بنشانید که در لحظه‌ی صدورِ فاکتور کار کند — نه یک ماه بعد در گزارشِ مطالبات.

اعتبارسنجیِ مشتری یعنی چه و چرا در فروشِ نسیه و چکی حیاتی است؟

اعتبارسنجیِ مشتری یعنی پیش از آنکه به مشتری جنسِ نسیه بدهید، به سه پرسش جواب بدهید: این مشتری تا چه مبلغی می‌تواند بدهکارِ شما باشد؟ با چه مهلتی؟ و اگر پولش نرسید چه می‌شود؟ جوابِ پرسشِ اول همان سقفِ اعتبار است: بیشترین مانده‌ای که اجازه می‌دهید یک مشتری در هر لحظه داشته باشد. فروشِ اعتباری بدونِ این عدد یعنی هر کارشناس خودش — و معمولاً زیرِ فشارِ بستنِ فروش — تصمیم می‌گیرد چقدر ریسک کند.

در فروشِ سازمانی، پخش و بازرگانی این تصمیم از چند جهت حساس‌تر است:

  • در پخش و بازرگانی حاشیه‌ی سود معمولاً کم است. وقتی سودِ هر فاکتور چند درصد است، سوختنِ یک طلب می‌تواند سودِ چندین فاکتورِ سالم را با خودش ببرد.
  • چکِ تاریخ‌دار هنوز پول نیست. تا روزِ سررسید فقط وعده است، و وعده‌های روی هم انباشته ریسکِ بزرگی را روی یک مشتری متمرکز می‌کنند.
  • ریسک آهسته جمع می‌شود. مشتری‌ای که هر ماه کمی بیشتر می‌خرد و کمی دیرتر می‌پردازد، در هیچ فاکتوری به‌تنهایی خطرناک به نظر نمی‌رسد؛ خطر در جمعِ مانده است.
  • فروشنده و وصول‌کننده یک نفر نیستند. کارشناسِ فروش برای فروش تشویق می‌شود و پیامدِ طلبِ سوخت‌شده را واحدِ مالی می‌بیند.

اعتبارسنجی برای «نه گفتن» نیست؛ برای این است که به مشتریِ خوش‌حساب با خیالِ راحت بیشتر بفروشید و جلوی رشدِ بی‌صدای بدهیِ بدحساب را بگیرید. ویژگی‌های فروشِ شرکت‌به‌شرکت را در فروش B2B چیست گفته‌ایم.

سیاستِ اعتباریِ مکتوب: چه کسی، چقدر، با چه مهلتی، و اگر پرداخت نرسید چه

سیاستِ اعتباری سندی یکی‌دو صفحه‌ای است که قاعده را از سلیقه‌ی افراد جدا می‌کند. دستِ‌کم باید به این پنج پرسش جواب بدهد:

  1. چه کسی اعتبار می‌گیرد؟ مثلاً فقط مشتریانی که چند خریدِ نقدیِ بی‌مشکل داشته‌اند یا مدارکِ هویتی و حقوقی‌شان کامل است. پیش‌فرضِ مشتریِ تازه نقدی یا سقفِ کوچک است.
  2. چقدر؟ سقف با چه روشی تعیین می‌شود و چه کسی آن را تأیید می‌کند. سقفِ هر مشتری را کارشناسِ فروشِ همان مشتری تعیین نکند.
  3. با چه مهلتی؟ بیشترین فاصله‌ی سررسید از تاریخِ فاکتور، و اینکه چک و قسط با چه فاصله‌ای پذیرفته می‌شوند.
  4. اگر سقف پر شد چه؟ فروش متوقف می‌شود، با هشدار ادامه می‌یابد، یا با تأییدِ مدیر استثنا می‌خورد؟
  5. اگر پرداخت نرسید چه؟ از چند روز تأخیر تماسِ وصول، از چند روز توقفِ فروشِ نسیه، و با چکِ برگشتی بازبینیِ سقف یا لیستِ سیاه.

سیاستی که فقط در ذهنِ مدیرعامل است، سیاست نیست. وقتی مکتوب شد، کارشناس می‌داند چه قولی می‌تواند بدهد و مشتری هم قاعده را از اول می‌داند؛ «نه»‌ی مبتنی بر قاعده‌ی اعلام‌شده رابطه را کمتر از «نه»‌ی سلیقه‌ای خراب می‌کند. سیاست را سالی یکی‌دو بار بازبینی کنید؛ در اقتصادِ تورمی، سقفِ معقولِ پارسال ممکن است امسال کم باشد.

معیارهای تعیینِ سقفِ اعتبار

فرمولِ جادویی برای تعیینِ سقف اعتبار وجود ندارد، ولی چهار معیار تقریباً همیشه به کار می‌آیند.

۱. سابقه‌ی پرداختِ همین مشتری با خودتان

معتبرترین داده در دفترِ خودتان است: چند فاکتورِ نسیه، چند سررسیدِ سرِ وقت و معمولاً چند روز تأخیر. مشتری‌ای که دو سال است چک‌هایش سرِ وقت پاس می‌شود، سقفِ بالاتری از مشتریِ تازه‌ی پرحجم می‌گیرد.

۲. چکِ برگشتی

یک چکِ برگشتی ممکن است اتفاق باشد؛ دو چکِ برگشتی الگوست. چکی که برگشت خورده و هنوز وصول نشده باید بلافاصله در مانده دیده شود و در سیاستتان پیامدِ روشن داشته باشد: کاهشِ سقف، توقفِ فروشِ نسیه تا تسویه، یا لیستِ سیاه.

برای چک‌های صیادی، گیرنده می‌تواند پیش از قبولِ چک از درگاه‌ها و برنامه‌های رسمیِ بانک‌ها، سابقه‌ی صادرکننده از نظرِ چکِ برگشتی را استعلام کند. روشِ دقیق و معنای نتیجه را از همان منبعِ رسمی (بانک مرکزی یا بانکِ خودتان) بخوانید. این استعلام جای سابقه‌ی پرداختِ مشتری با خودتان را نمی‌گیرد؛ فقط تصویری از رفتارش با دیگران می‌دهد.

۳. حجمِ خرید و چرخه‌ی پرداخت

سقف باید با خریدِ واقعیِ مشتری و مهلتِ پرداختش بخواند. روشِ ساده: میانگینِ خریدِ ماهانه را در تعدادِ ماه‌هایی ضرب کنید که معمولاً طول می‌کشد پولش برسد. مشتریِ فرضی‌ای که ماهی ۲۰۰ میلیون ریال می‌خرد و با چکِ دوماهه می‌پردازد، در حالتِ عادی حدودِ ۴۰۰ میلیون ریال مانده دارد. سقفِ ۱۰۰ میلیونی برای او یعنی هر ماه پشتِ هشدار می‌ماند، و سقفِ دو میلیاردی یعنی عملاً سقفی ندارد.

۴. ضمانت

برای سقف‌های بزرگ‌تر از معمول ضمانت بخواهید — چکِ تضمین، سفته یا ضمانت‌نامه‌ی بانکی، بسته به عرفِ صنعت. ضمانت جای اعتبارسنجی را نمی‌گیرد؛ فقط راهِ برگشتِ پول را کوتاه‌تر می‌کند. جزئیاتِ حقوقی را با مشاورِ حقوقیِ خودتان ببندید.

مشتریِ تازه را با سقفِ کوچک شروع کنید و قاعده‌ی بالا رفتنش را از قبل بنویسید؛ مثلاً «بعد از شش ماه بی‌تأخیر، سقف بازبینی می‌شود».

مانده‌ای که با سقف مقایسه می‌شود دقیقاً چیست؟

سقف یک طرفِ مقایسه است؛ طرفِ دیگر «مانده‌ی مشتری» است و بیشترِ اختلاف‌ها در کنترلِ اعتبار سرِ تعریفِ همین عدد است. این پرسش‌ها را صریح جواب بدهید:

  • فقط طلبِ سررسیدگذشته یا همه‌ی طلبِ باز؟ برای سقف، همه‌ی طلبِ باز معنا دارد؛ چکی که ماهِ بعد سررسید می‌شود هم ریسکِ امروزِ شماست.
  • چکِ برگشتی؟ حتماً جزوِ مانده است. چکی که برگشت خورده هنوز طلب است، فقط بدتر.
  • پرداختِ جزئی؟ فقط باقیمانده‌اش شمرده می‌شود.
  • سندی که دارید صادر می‌کنید؟ باید به مانده اضافه شود؛ پرسشِ درست این است که «بعد از این فروش» مانده از سقف رد می‌شود یا نه.
  • پیش‌فاکتور؟ هنوز طلب نیست و برنامه‌ی پرداختش در مانده نمی‌نشیند؛ ولی بهتر است همان موقع بدانید اگر قبول شود، سقف رد می‌شود یا نه.
  • چند شرکت یا دفترِ حسابداری؟ مانده‌ی یک مشتری در همه جمع شود؛ مشتری از نظرِ ریسک یکی است.

یک مثالِ فرضی با سقفِ اعتبارِ ۵۰۰ میلیون ریال:

قلممبلغ (میلیون ریال)در مانده
چکِ هنوز وصول‌نشده۲۰۰۲۰۰
قسطی که ۵۰ میلیونش پرداخت شده۱۵۰۱۰۰
چکِ برگشتی۸۰۸۰
مانده‌ی فعلی—۳۸۰
فاکتورِ تازه۱۵۰۱۵۰
مانده بعد از این فروش—۵۳۰ (۳۰ میلیون بالاتر از سقف)

اینکه این فاکتور ثبت شود یا نه، به رفتاری بستگی دارد که در سیاستتان برای «رد شدن از سقف» انتخاب کرده‌اید.

سه رفتار وقتی سقف رد شد: هیچ، هشدار، جلوگیری

وقتی فروشِ تازه مانده را از سقف بالاتر می‌برد، رویه‌ی شما یکی از این سه رفتار را دارد:

  • هیچ. کنترلی نیست و سقف فقط عددی برای گزارش است. برای مشتریانِ نقدی یا مشتریانی که هنوز سقفشان تعیین نشده.
  • هشدار. سند ثبت می‌شود ولی ثبت‌کننده می‌داند از سقف گذشته است. برای بیشترِ مشتریانِ قدیمی و خوش‌حساب مناسب است؛ فروش نمی‌خوابد ولی ریسک هم پنهان نمی‌ماند.
  • جلوگیری. سند ثبت نمی‌شود. برای مشتریانِ پرریسک، یا بعد از چکِ برگشتی تا وقتی تسویه شود.

«جلوگیری»‌ی مطلق دوام نمی‌آورد: مشتریِ بزرگی که امروز چکِ درشتی را پاس کرده ولی وصولش هنوز ثبت نشده، نباید فروشش بخوابد. پس جلوگیری یک استثنای کنترل‌شده لازم دارد: فقط مدیر یا کسی که اختیارِ تأییدِ اسنادِ فروش را دارد از آن بگذرد، آن هم با هشدار نه با سکوت. استثنایی که هر کارشناسی بزند، کنترل نیست.

و کنترل باید در لحظه‌ی صدورِ پیش‌فاکتور و فاکتور بنشیند، نه در گزارشِ آخرِ ماه؛ گزارشِ مطالبات می‌گوید چه شده، کنترلِ اعتبار جلویش را می‌گیرد. فرقِ این مقاله با پیگیری چک و اقساط مشتریان هم همین است: آنجا وصولِ طلبِ ایجادشده، اینجا تصمیمِ پیش از ایجادِ طلب.

لیستِ سیاهِ مشتریان: کِی و با چه قاعده‌ای

لیستِ سیاه سخت‌ترین ابزارِ سیاستِ اعتباری است: مشتری‌ای که در آن است، فروشِ تازه نمی‌گیرد. چون اثرش سنگین است، قاعده‌اش باید از قبل نوشته شده باشد:

  • کِی وارد می‌شود: مثلاً چکِ برگشتی‌ای که تا مهلتِ مشخص تسویه نشده، تأخیرِ طولانیِ بی‌پاسخ، یا طلبی که به پیگیریِ حقوقی رسیده.
  • چه کسی تصمیم می‌گیرد: مدیرِ مالی یا مدیرعامل، نه کارشناسی که از مشتری دلخور است.
  • چه چیزی بسته می‌شود: فقط فروشِ تازه. سندهای قبلی باید همچنان قابلِ پیگیری، اصلاح و وصول بمانند؛ لیستِ سیاه نباید وصولِ همان طلبی را که باعثش شده سخت‌تر کند.
  • چطور خارج می‌شود: با تسویه‌ی کامل، با ضمانتِ تازه، یا بعد از مدتِ مشخص — و با تصمیمِ همان کسی که واردش کرده.

لیستِ سیاه را با برچسبِ «بدقول» یکی نگیرید. «بدقول» یک توصیف است که به کارشناس می‌گوید با این مشتری محتاط‌تر باشد؛ لیستِ سیاه یک تصمیم است که فروش را می‌بندد. هر مشتریِ بدقولی در لیستِ سیاه نیست، و نباید هم باشد.

پایشِ مداوم: سنیِ مطالبات، سررسیدهای نزدیک، مشتریِ بدقول

سقف و لیستِ سیاه یک بار تنظیم و بعد فراموش نمی‌شوند. سه چیز باید مرتب دیده شود:

  • سنیِ مطالبات: طلبِ هر مشتری بر اساسِ روزهای گذشته از سررسید — سررسیدنشده، ۱ تا ۳۰، ۳۱ تا ۶۰، ۶۱ تا ۹۰ و بیش از ۹۰ روز. مشتری‌ای که طلبش ماه‌به‌ماه به ستون‌های دیرتر می‌رود، پیش از پرشدنِ سقف بازبینی شود؛ ساختنِ همین گزارش در گزارش فروش آمده است.
  • سررسیدهای نزدیک: چک‌ها و اقساطِ هفته‌ی آینده. تماسِ پیش از سررسید ارزان‌ترین کارِ وصول است؛ ثبتِ مسئول و یادآور برای هر سررسید در راهنمای ثبت چک و قسط و وصول مطالبات آمده است.
  • مشتریِ بدقول: کسی که بارها وعده‌ی پرداخت داده و عمل نکرده، حتی اگر هنوز زیرِ سقف است. برچسبش بزنید تا کارشناسِ بعدی پیش از قولِ نسیه ببیند.

نتیجه‌ی پایش باید به سقف برگردد: مشتریِ خوش‌حساب سقفِ بالاتر می‌گیرد، و مشتری‌ای که طلبش رو به ستون‌های دیرتر می‌رود سقفِ کمتر یا کنترلِ سخت‌تر.

سقفِ اعتبار و تخفیفِ پیش‌فرض در ملل CRM، قدم‌به‌قدم

تا اینجا آموزشِ عمومی بود. در ملل سی آر ام کنترلِ اعتبار روی خودِ سازمانِ مشتری تنظیم می‌شود و هنگامِ ثبت، ویرایش و تأییدِ پیش‌فاکتور و فاکتورِ فروش اجرا می‌شود. نامِ داخلِ «» همان چیزی است که در نرم‌افزار می‌بینید.

  1. فرمِ سازمان را باز کنید: در «لیست سازمان ها» سازمان را ویرایش کنید، یا با «افزودن سازمان جدید» سازمانِ تازه بسازید.
  2. پایین بیایید تا کارتِ «اعتبار و تخفیف»، زیرِ کارتِ «مجموعه‌های نشانی».
  3. تیکِ «کنترل اعتبار» را بزنید و «سقف اعتبار (ریال)» را بنویسید. سقفِ خالی یا صفر یعنی سقفی نیست، حتی با تیک.
  4. از کشوی «نوع کنترل» یکی را انتخاب کنید: «هیچکدام»، «هشدار در صورت بیشتر شدن مانده از اعتبار» یا «جلوگیری از عملیات». پیش‌فرضِ همه‌ی سازمان‌ها «هیچکدام» است.
  5. اگر این مشتری تخفیفِ ثابت دارد، «تخفیف پیش‌فرض (٪)» را پر کنید. این درصد فقط روی ردیف‌های تازه‌ی پیش‌فاکتور و فاکتورِ همین مشتری خودکار می‌نشیند، روی هر ردیف قابلِ تغییر است و سندهای قبلی را عوض نمی‌کند.
  6. برای مشتری‌ای که نباید فروشِ تازه بگیرد، تیکِ «در لیست سیاه» را بزنید؛ در پایان «ذخیره اطلاعات» (سازمانِ تازه) یا «ویرایش اطلاعات» (سازمانِ موجود) را بزنید.

این کارت را فقط ادمینِ شرکت عوض می‌کند. برای بقیه خاکستری و فقط‌خواندنی است؛ اگر غیرادمین مقدارش را عوض کند، بقیه‌ی فرم ذخیره می‌شود ولی اعتبار نه، و پیامِ «فقط ادمین می‌تواند اعتبار را تغییر دهد» می‌آید؛ یعنی کارشناس نمی‌تواند سقفِ مشتریِ خودش را بالا ببرد. شرایطِ توافق‌شده‌ی پرداخت را می‌شود در فیلدِ متنیِ «نحوه وصول» ِ همان سازمان نوشت، و قالبِ اکسلِ سازمان‌ها هم ستون‌های «سقف اعتبار»، «تخفیف پیش‌فرض (٪)»، «لیست سیاه» و «نوع کنترل اعتبار» را دارد.

هنگامِ صدورِ سند چه می‌شود

  • «هشدار»: سند ثبت می‌شود و پیامِ زردِ «⚠️ مانده‌ی مشتری (X) از سقفِ اعتبار (Y) بیشتر می‌شود» می‌آید.
  • «جلوگیری»: سند رد می‌شود، مگر کسی که سند را ثبت، ویرایش یا تأیید می‌کند ادمینِ شرکت یا دارنده‌ی «اجازه‌ی تاییدِ اسناد» باشد؛ برای او فقط همان هشدار می‌آید. این همان اجازه‌ی تأییدِ نهاییِ پیش‌فاکتور و فاکتورِ فروش است، پس برای استثنا دروازه‌ی تازه‌ای ساخته نشده؛ سرپرستی که این اجازه را ندارد از «جلوگیری» نمی‌گذرد.
  • «در لیست سیاه»: صدورِ پیش‌فاکتور یا فاکتورِ فروشِ تازه با پیامِ «این سازمان در لیستِ سیاه است؛ صدورِ سندِ فروشِ تازه ممنوع است» رد می‌شود؛ سندهای قبلی ویرایش و تأیید می‌شوند، و پیش‌فاکتورِ تأییدشده‌ی قبلی هنوز با «تبدیل به فاکتور» فاکتور می‌شود (برای جلوگیری، «بستن پیش‌فاکتور» را بزنید)؛ در «لیست سازمان ها» کنارِ نامِ سازمان نشانِ قرمزِ «لیست سیاه» می‌آید.

پیش‌فاکتور و فاکتورِ فروش در ملل CRM به‌هرحال تأیید می‌خواهند و کنترل هنگامِ تأیید هم دوباره اجرا می‌شود؛ پس تأییدکننده نفرِ دومی است که با همین سقف روبه‌رو می‌شود. چرخه‌ی تأیید و تبدیل در پیش‌فاکتور چیست آمده است.

مانده در ملل CRM دقیقاً از کجا می‌آید

مانده = جمعِ «مبلغ منهای پرداختی» ِ سررسیدهای بازِ فاکتورهای فروشِ این سازمان — شاملِ وصولِ جزئی و چکِ برگشتی — در همه‌ی شرکت‌های زیرمجموعه، به‌اضافه‌ی مبلغِ همین سند. دو پیامدِ مهم دارد:

  • کنترل از سررسیدهاست، نه از سندِ حسابداری. فاکتوری که برایش سررسید ثبت نشده، در مانده شمرده نمی‌شود.
  • سررسیدهای روی پیش‌فاکتور فقط برنامه‌ی پرداخت‌اند و تا «تبدیل به فاکتور» طلب حساب نمی‌شوند؛ ولی مبلغِ خودِ پیش‌فاکتور هنگامِ صدورش به مانده اضافه و با سقف سنجیده می‌شود.

پایش در ملل CRM

  • «وصول مطالبات» (در «بخش حسابداری ← فروش»): کلِ مطالباتِ باز، عقب‌افتاده‌ها (قرمز و بالای فهرست) و تعدادِ چک‌های برگشتی؛ یادآورِ خودکار سه روز قبل، روزِ سررسید و بعد از آن هر روز به «مسئولِ وصول» ِ همان سررسید.
  • «نمودارهای فروش و مطالبات» (در «گزارش‌های مدیریتی»)، زبانه‌ی «مطالبات»: سنیِ مطالبات به تفکیکِ سازمان در ستون‌های «سررسید نشده»، «۱ تا ۳۰ روز»، «۳۱ تا ۶۰ روز»، «۶۱ تا ۹۰ روز» و «بیش از ۹۰ روز»، با «خروجی اکسل».
  • «مانده‌ی طرف‌حساب‌ها» (در «فروش»): جمع بدهکار، جمع بستانکار، مانده و سررسیدِ بازِ هر طرف، با دکمه‌ی «صورت‌حساب». این مانده از فاکتورها، برگشتی‌ها، رسیدها، پرداخت‌ها و اعلامیه‌های ثبت‌شده در CRM حساب می‌شود (نه فقط از سررسیدهای باز)، پس ممکن است با مانده‌ی کنترلِ اعتبار فرق کند.
  • کارتِ «خلاصه‌ی مالی شرکت» در صفحه‌ی خانه (برای مدیرِ شرکت یا دارنده‌ی اجازه‌ی دیدنِ اسنادِ حسابداری): «مطالباتِ عقب‌افتاده» و «چک‌های دریافتنیِ هفته‌ی آینده» کنارِ بقیه‌ی عددها.
  • «وضعیت رفتاری» مثلِ «بدقول» و «خوش‌قول» روی شخص (در فرمِ مشتری، نه سازمان)؛ هر شخص می‌تواند چند برچسب داشته باشد و فهرستشان در «تنظیمات» مدیریت می‌شود. این برچسب‌ها خودشان سند را نمی‌بندند؛ تصمیم را در کارتِ «اعتبار و تخفیف» اعمال کنید.
نمای داشبورد ملل CRM

اگر شرکتِ پخش یا بازرگانی هستید و ده‌ها مشتریِ نسیه دارید، مقاله‌ی CRM برای شرکت پخش و بازرگانی بقیه‌ی نیازهای همین کار را مرور می‌کند، و مسیرِ کاملِ فاکتور تا وصول در CRM با صدور فاکتور و وصول مطالبات آمده است.

اشتباه‌های رایج در کنترلِ اعتبارِ مشتری

  1. سقفِ ثابتِ همیشگی. سقفی که چند سال پیش گذاشته شده، با تورم یا آن‌قدر کوچک می‌شود که همه پشتِ هشدار می‌مانند و هشدار عادی می‌شود، یا اگر مشتری کوچک‌تر شده، بی‌جهت بزرگ است. سقف را دوره‌ای با سنیِ مطالبات و حجمِ خرید بازبینی کنید.
  2. فاکتورِ بی‌سررسید که شمرده نمی‌شود. اگر کنترلِ اعتبارِ نرم‌افزارتان از برنامه‌ی پرداخت (سررسیدها) می‌خواند، فاکتورِ نسیه‌ای که برایش سررسید ثبت نشده عملاً از کنترل بیرون می‌ماند. ثبتِ سررسید برای هر فاکتورِ غیرنقدی را جزوِ سیاست کنید، نه سلیقه.
  3. هشداری که کسی نمی‌خواند. اگر نیمی از مشتریان پشتِ هشدارند، هشدار نویز شده است؛ یا سقف‌ها غلط‌اند، یا برای مشتریانِ پرریسک باید «جلوگیری» بگذارید.
  4. سقف روی شخص، نه سازمان. ریسک روی سازمانِ خریدار است؛ اگر سه کارمندِ یک شرکت جدا جدا سفارش می‌دهند، مانده باید روی همان سازمان جمع شود.
  5. کنترل فقط روی فاکتور. اگر فقط فاکتور کنترل شود، مشتری وقتی «نه» می‌شنود که کالا آماده‌ی ارسال است؛ کنترل را از پیش‌فاکتور شروع کنید.

پرسش‌های متداول درباره‌ی اعتبارسنجی مشتری

اعتبارسنجی مشتری چیست؟

اعتبارسنجیِ مشتری یعنی پیش از فروشِ نسیه یا چکی بسنجید این مشتری تا چه مبلغی و با چه مهلتی می‌تواند بدهکارِ شما باشد، و بعد همان عدد را در هر فروش کنترل کنید. خروجی‌اش یک سقفِ اعتبار، یک مهلتِ پرداخت و یک قاعده برای وقتِ تأخیر است.

سقف اعتبار مشتری را چطور تعیین کنیم؟

از سابقه‌ی پرداختِ همین مشتری با خودتان شروع کنید، چکِ برگشتی را جدی بگیرید، سقف را با حجمِ خریدِ واقعی و مهلتِ پرداخت هماهنگ کنید و برای سقف‌های بزرگ ضمانت بخواهید. مشتریِ تازه با سقفِ کوچک شروع می‌کند و با خوش‌حسابی بالا می‌رود.

فرق «هشدار» و «جلوگیری» در کنترل اعتبار چیست؟

با «هشدار» سند ثبت می‌شود و فقط پیام می‌آید که مانده از سقف بیشتر می‌شود؛ با «جلوگیری» سند رد می‌شود. در ملل CRM اگر کسی که سند را ثبت، ویرایش یا تأیید می‌کند ادمینِ شرکت یا دارنده‌ی «اجازه‌ی تاییدِ اسناد» باشد، «جلوگیری» برای او فقط هشدار است.

مشتریِ لیست سیاه در ملل CRM چه محدودیتی دارد؟

برایش پیش‌فاکتور یا فاکتورِ فروشِ تازه ثبت نمی‌شود و پیامِ «این سازمان در لیستِ سیاه است؛ صدورِ سندِ فروشِ تازه ممنوع است» می‌آید. سندهای قبلی‌اش همچنان ویرایش و تأیید می‌شوند، و پیش‌فاکتورِ تأییدشده‌ی قبلی هنوز با «تبدیل به فاکتور» فاکتور می‌شود؛ اگر نمی‌خواهید، آن را با «بستن پیش‌فاکتور» ببندید. کنارِ نامش در «لیست سازمان ها» نشانِ قرمزِ «لیست سیاه» دیده می‌شود.

چرا با وجودِ سقف اعتبار هشداری نیامد؟

در ملل CRM مانده از سررسیدهای بازِ ثبت‌شده‌ی فاکتورهای فروش حساب می‌شود، نه از سندِ حسابداری؛ فاکتوری که برایش سررسید ثبت نشده شمرده نمی‌شود. سقفِ خالی یا صفر، تیکِ خاموشِ «کنترل اعتبار» و نوعِ کنترلِ «هیچکدام» هم یعنی کنترلی در کار نیست.

چه کسی در ملل CRM می‌تواند سقف اعتبار را عوض کند؟

فقط ادمینِ شرکت. برای بقیه کارتِ «اعتبار و تخفیف» خاکستری و فقط‌خواندنی است؛ اگر غیرادمین مقدارش را عوض کند، بقیه‌ی فرم ذخیره می‌شود ولی اعتبار نه، و پیامِ «فقط ادمین می‌تواند اعتبار را تغییر دهد» می‌آید.

می‌خواهید سقفِ اعتبار را همان لحظه‌ی صدورِ فاکتور کنترل کنید؟

۱۴ روز رایگان، بدون کارت بانکی؛ کارشناس ما تماس می‌گیرد و راه‌اندازی را همراهی می‌کند.

درخواست دموی رایگان

یا همین حالا تماس بگیرید: 09129176853

مشاوره رایگان پیام در واتساپ پیام در بله