مدیریت سرنخ فروش: از اولین تماس تا مشتری واقعی

مدیریت سرنخ فروش از لحظه‌ای شروع می‌شود که یک نام و یک شماره به دستتان می‌رسد: کسی فرمِ سایت را پر کرده، مشتریِ قدیمی همکارش را معرفی کرده، یا از نمایشگاه یک کیسه کارت ویزیت آورده‌اید. اینکه آن نام سه ماه بعد مشتری شده باشد یا در گوشیِ یک کارشناس گم شده باشد، کمتر به مهارتِ فروش بستگی دارد و بیشتر به چند قاعده‌ی ساده: منبع ثبت شود، جدی‌بودنش سنجیده شود، زود تماس گرفته شود، یک صاحب داشته باشد، و اگر کنار رفت، با دلیل کنار برود. این راهنما همین قاعده‌ها را از اولین تماس تا مشتریِ واقعی دنبال می‌کند.

سرنخ فروش چیست؟ فرق سرنخ، مخاطب و فرصت فروش

سرنخ (لید، Lead) نام و راهِ ارتباطِ کسی است که شاید از شما بخرد، ولی هنوز کسی از تیم با او حرف نزده و نسنجیده که نیاز و توانِ خرید دارد یا نه. اگر بپرسید «لید چیست»، ساده‌ترین جواب همین است: یک احتمال، نه یک مشتری. این تعریف مهم است چون در بیشترِ شرکت‌ها سه مفهوم با هم قاطی می‌شوند:

  • مخاطب: هر کسی که اطلاعاتش را دارید — مشتری، تأمین‌کننده، همکارِ سابق، کارمندِ بانک. دفترچه‌ی تلفن پر از مخاطب است، نه سرنخ.
  • سرنخ: مخاطبی که احتمالِ خرید دارد و هنوز سنجیده نشده.
  • فرصت فروش: سرنخی که سنجیده شده و یک خریدِ مشخص پشتش است — چه کالایی، حدوداً چه مبلغی، تا چه زمانی.

مرزِ سرنخ و فرصت همان جایی است که بیشترِ وقتِ تیم فروش هدر می‌رود. کارشناسی که برای هر سرنخ پیش‌فاکتور می‌فرستد، کاریزش پر از فرصت‌هایی می‌شود که هرگز وجود نداشته‌اند؛ و کارشناسی که سرنخ‌ها را فقط در ذهنش نگه می‌دارد، فرصت‌های واقعی را هم از دست می‌دهد. مدیریت سرنخ یعنی همین فاصله را اداره کنید: از لحظه‌ی رسیدنِ نام تا لحظه‌ای که یا فرصت می‌شود یا با دلیل کنار می‌رود. آنچه بعد از تبدیل به فرصت می‌آید — مراحلِ کاریز، پیش‌فاکتور و تأیید — موضوعِ مقاله‌ی مدیریت فرصت‌های فروش است.

در فروشِ سازمانی یک نکته‌ی دیگر هم هست: سرنخ معمولاً یک سازمان است، نه یک نفر. کارشناسِ تدارکاتی که کارتش را در نمایشگاه گرفته‌اید درِ ورود است؛ خریدار خودِ سازمان است و ممکن است دو سه نفرِ دیگر هم در تصمیم نظر بدهند. به همین دلیل نرم‌افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری سرنخ را زیرِ سازمانش ثبت می‌کنند تا اگر فردا نفرِ دومی از همان شرکت تماس گرفت، معلوم باشد هر دو یک پرونده‌اند.

سرنخ‌ها از کجا می‌آیند؟ چهار منبع با کیفیت متفاوت

همه‌ی سرنخ‌ها یک‌اندازه ارزش ندارند، و اولین اطلاعی که باید همراهِ هر سرنخ ثبت شود منبعِ آن است. چهار منبعِ رایج و ویژگیِ هرکدام:

  • معرفی: مشتریِ راضی یا یک آشنا، نامِ کسی را به شما می‌دهد. معمولاً گرم‌ترین سرنخ است، چون اعتماد از قبل ساخته شده. نامِ معرف را هم ثبت کنید تا هم بتوانید از او تشکر کنید و هم بفهمید کدام مشتریان برایتان مشتری می‌آورند.
  • فرمِ سایت یا تماسِ ورودی: خودِ مشتری سراغتان آمده، پس نیاز دارد؛ ولی ممکن است فقط قیمت بخواهد یا هم‌زمان از سه فروشنده‌ی دیگر هم استعلام گرفته باشد. این‌جا سرعتِ پاسخ تعیین‌کننده است.
  • فهرستِ نمایشگاه و همایش: کارت ویزیت‌ها و فرم‌هایی که در غرفه پر شده. حجم زیاد است و کیفیت ناهمگون؛ کسی که فقط کاتالوگ برداشته با کسی که پرسیده «تحویل چند روزه است؟» یکی نیست. همان شب کنارِ هر نام یک یادداشتِ یک‌خطی بنویسید؛ دو هفته بعد هیچ‌کس یادش نیست.
  • فهرستِ سرد: فهرستِ اصناف، مراکزِ یک استان یا واحدهای یک شهرک صنعتی. هیچ‌کدام شما را نمی‌شناسند؛ نرخِ تبدیل پایین است و بیشترِ کار سنجش است تا فروش. برای پیامکِ تبلیغاتی به فهرستی که اجازه‌اش را نگرفته‌اید هم محتاط باشید.

قاعده‌ی عملی: منبع را از یک فهرستِ ثابت انتخاب کنید، نه متنِ آزاد. اگر یک نفر بنویسد «نمایشگاه»، دیگری «نمایشگاه تهران» و سومی «غرفه»، شش ماه بعد هیچ گزارشی نمی‌تواند بگوید نمایشگاه چند مشتری آورد. یک فهرستِ کوتاهِ پنج‌شش‌گزینه‌ای بسازید و اگر نمایشگاه‌ها را جدا می‌سنجید، هر نمایشگاه یک گزینه باشد. و منبع را همان لحظه‌ی ثبت پر کنید؛ «بعداً پرش می‌کنم» یعنی هرگز.

سنجش سرنخ: پنج سؤال پیش از خرج کردن وقت تیم

در ادبیاتِ فروش چارچوب‌های زیادی برای سنجشِ سرنخ هست که مشهورترینشان BANT است: بودجه، اختیار، نیاز و زمان. لازم نیست اسمش را حفظ کنید؛ کافی است تا تماسِ اول یا دوم جوابِ این پنج سؤال را بدانید:

  1. نیاز: «چه مشکلی باعث شده دنبالِ این کالا یا خدمت باشید؟» اگر نیازی پشتِ تماس نیست، سرنخ فعلاً فقط کنجکاو است.
  2. بودجه: «برای این خرید بودجه دیده شده یا تازه دارید قیمت می‌گیرید؟» لازم نیست عدد بپرسید؛ کافی است بدانید پولی در کار هست یا نه.
  3. تصمیم‌گیرنده: «جز شما چه کسی در این تصمیم نظر می‌دهد؟» در سازمان‌ها معمولاً کاربرِ نهایی، تدارکات و مالی هر سه دخیل‌اند.
  4. زمان: «کِی باید این خرید انجام شود؟» سرنخی که شش ماه دیگر می‌خرد ارزشمند است، ولی جایش در ریتمِ پرورش است، نه در فهرستِ تماس‌های این هفته.
  5. تناسب: آیا اصلاً مشتریِ شماست؟ شرکتی که فقط عمده می‌فروشد برای خریدارِ تک‌واحدی وقت نمی‌گذارد، و شرکتی که در یک استان خدماتِ پس از فروش ندارد شاید نباید آنجا بفروشد.

نتیجه‌ی سنجش سه حالت دارد و هر سه باید ثبت شوند: «آماده» — نیاز و بودجه و زمانِ نزدیک دارد؛ وقتِ ساختنِ فرصت فروش است. «بعداً» — نیاز هست ولی زمان دور است؛ وارد ریتمِ پرورش می‌شود. «نه» — تناسب ندارد؛ با دلیل کنار می‌رود. جوابِ سؤال‌ها را در شرحِ همان تماس بنویسید، نه در حافظه؛ کارشناسِ بعدی باید بتواند بدونِ تماسِ دوباره بفهمد این سرنخ کجاست.

سرعت تماس: روز اول از هفته‌ی اول مهم‌تر است

سرنخی که خودش سراغتان آمده، همان لحظه در ذهنش دنبالِ راه‌حل است. فردا ممکن است با فروشنده‌ی دیگری حرف زده باشد و پس‌فردا شاید مشکل را جورِ دیگری حل کرده باشد. یعنی ارزشِ سرنخِ ورودی با گذشتِ ساعت‌ها کم می‌شود، نه هفته‌ها. چند قاعده:

  • یک مهلتِ داخلی بگذارید. مثلاً «سرنخِ ورودی همان روزِ کاری تماس می‌گیرد». عددِ دقیق کمتر مهم است تا اینکه همه بدانند و سنجیده شود.
  • تماسِ اول کوتاه باشد. تشکر، یکی دو سؤال از چک‌لیستِ بالا، و تعیینِ قدمِ بعدی. فروشِ کامل در تماسِ اول لازم نیست.
  • اگر جواب نداد، همان روز یک پیامکِ کوتاه بفرستید تا بداند درخواستش دیده شده و منتظرِ تماس باشد.
  • برای فهرستِ نمایشگاه، «سریع» یعنی همان هفته. کسی که در غرفه با شما حرف زده، دو هفته بعد چهره‌تان را به یاد نمی‌آورد.

یک سنجه‌ی ساده برای مدیر: هر صبح سرنخ‌هایی را که هفته‌ی گذشته ثبت شده‌اند ببینید و بشمارید چند تا هنوز هیچ تماسِ ثبت‌شده‌ای ندارند. این عدد باید نزدیکِ صفر باشد؛ اگر نیست، مشکل از آوردنِ سرنخ نیست، از رسیدن به آن است — و آوردنِ سرنخِ بیشتر فقط فهرستِ بی‌تماس‌ها را بلندتر می‌کند.

یک سرنخ، یک صاحب

سرنخی که در گروهِ پیام‌رسانِ تیم رها شود «مالِ همه» است، و در عمل مالِ هیچ‌کس. هر سرنخ از لحظه‌ی ثبت باید یک صاحب داشته باشد: کسی که اگر سرنخ سوخت، بشود از او پرسید چرا. سه روشِ رایج برای تقسیم:

  • منطقه‌ای: هر کارشناس یک استان یا شهر. برای فروشی که بازدید، نصب یا تحویلِ حضوری دارد مناسب است.
  • صنفی: یک کارشناس بیمارستان‌ها، دیگری کلینیک‌ها. وقتی زبان و چرخه‌ی خریدِ هر صنف فرق دارد جواب می‌دهد.
  • نوبتی: سرنخ‌ها به ترتیب بینِ کارشناس‌ها پخش می‌شوند. ساده و منصفانه، ولی فقط وقتی کارشناس‌ها هم‌سطح‌اند.

هر روشی را که انتخاب کنید، دو قاعده ثابت می‌ماند. اول، سرنخِ معرفی‌شده بهتر است به همان کسی برسد که مشتریِ معرف را دارد، چون رابطه آنجاست. دوم، سرنخِ تازه‌ای که از سازمانی است که یکی از کارشناس‌ها از قبل با آن کار می‌کند، به همان کارشناس برسد؛ دو نفر از یک شرکت که بی‌خبر از هم به یک سازمان زنگ بزنند، بدترین تصویر را از شما می‌سازند. اینکه کار در تیم چطور به همکار سپرده و پیگیری شود، در مقاله‌ی مدیریت وظایف تیم فروش آمده و این‌جا تکرار نمی‌شود.

پیگیری مشتری بالقوه: ریتم پرورش تا لحظه‌ی خرید

بیشترِ سرنخ‌ها در تماسِ اول نه «آماده»اند و نه «نه»؛ «بعداً» هستند. اشتباهِ رایج دو شکل دارد: یا کارشناس هر هفته زنگ می‌زند و مشتری را خسته می‌کند، یا بعد از تماسِ اول دیگر سراغش نمی‌رود و سه ماه بعد می‌فهمد از کسِ دیگری خریده. پیگیری مشتری بالقوه یعنی یک ریتمِ آرام و قابلِ پیش‌بینی تا وقتی زمانِ خرید برسد. یک الگوی نمونه برای فروشِ سازمانی:

  1. هفته‌ی اول: تماسِ اول و سنجش؛ ارسالِ کاتالوگ یا معرفیِ کوتاه.
  2. دو تا سه هفته بعد: تماسِ کوتاه — رسید؟ سؤالی مانده؟ چه کسی تصمیم می‌گیرد؟
  3. ماهانه: یک بهانه‌ی مفید — کالای تازه، تغییرِ شرایط، نمونه‌ی کار برای یک مشتریِ هم‌صنف — نه «فقط زنگ زدم حال بپرسم».
  4. نزدیکِ زمانی که خودِ مشتری گفته بود: تماسِ جدی برای تبدیل به فرصت فروش.

دو نکته این ریتم را زنده نگه می‌دارد. اول اینکه هر تماس با تعیینِ تاریخِ تماسِ بعدی تمام شود؛ سرنخِ بی‌تاریخ، سرنخِ فراموش‌شده است. دوم اینکه برای گروه‌های بزرگ از پیامِ گروهی کمک بگیرید: سرنخ‌هایی را که منبع یا صنفِ یکسان دارند با هم پیام بدهید و تماسِ تلفنی را برای کسانی نگه دارید که واکنش نشان داده‌اند. جدولِ فاصله‌ی تماس‌ها و متنِ نمونه‌ی پیگیری در مقاله‌ی پیگیری مشتری آمده، و اینکه فهرست را برای پیامِ گروهی چطور دسته کنید در بخش‌بندی مشتریان.

کِی سرنخ را کنار بگذاریم؟

کنار گذاشتنِ سرنخ شکست نیست؛ آزاد کردنِ وقت برای سرنخ‌های بهتر است. سرنخی که هر هفته در فهرستِ تماس‌ها می‌ماند و هیچ‌وقت جلو نمی‌رود، وقتِ کارشناس را از سرنخِ تازه‌ی امروز می‌گیرد. نشانه‌های رایج:

  • چند تماسِ پیاپی از راه‌های مختلف بی‌جواب مانده؛ مثلاً سه تماس و یک پیامک در یک ماه.
  • در سنجش معلوم شده تناسب ندارد: بیرون از منطقه، کمتر از حداقلِ سفارش، یا اصلاً نیازی در کار نیست.
  • تصمیمشان را گرفته‌اند و از جای دیگری خریده‌اند.
  • خودشان صریحاً گفته‌اند علاقه‌ای ندارند.

سه قاعده برای کنار گذاشتنِ درست: دلیل را از یک فهرستِ ثابت ثبت کنید تا بعداً بشود شمرد چند سرنخ به‌خاطرِ قیمت رفته‌اند و چند تا به‌خاطرِ بی‌پاسخی. پرونده را حذف نکنید؛ سرنخی که امسال «نه» گفته، ممکن است سالِ بعد با مدیرِ تازه‌اش «بله» بگوید و تاریخچه‌ی گفت‌وگوها آن روز طلاست. و برای کسانی که «فعلاً نه» گفته‌اند تاریخِ بازبینی بگذارید — مثلاً شش ماه بعد — ولی برای کسانی که اصلاً تناسب ندارند، نه.

تبدیل سرنخ به مشتری را به تفکیک منبع بشمارید

سؤالِ مهمِ آخرِ هر فصل این نیست که «چند سرنخ داشتیم»؛ این است که هر منبع چند مشتری آورد. نمایشگاهی که دویست سرنخ آورده و دو مشتری، شاید از سه معرفی که دو تایشان خریده‌اند گران‌تر تمام شده باشد. برای این سنجش سه عدد کافی است:

  • تعدادِ سرنخ از هر منبع در یک بازه‌ی مشخص.
  • نرخِ تبدیل سرنخ به مشتری: از همان تعداد، چند تا دست‌کم یک خریدِ قطعی کرده‌اند.
  • زمانِ تبدیل: از ثبتِ سرنخ تا اولین خرید چقدر طول کشیده است.

یک مثالِ ساختگی: شرکتی در یک فصل از نمایشگاه ۱۸۰ سرنخ، از فرمِ سایت ۶۰ و از معرفی ۲۵ سرنخ گرفته است. اگر از این سه گروه به‌ترتیب ۶، ۹ و ۸ مشتری درآمده باشد، نرخِ تبدیل حدودِ ۳٪، ۱۵٪ و ۳۲٪ است؛ یعنی هر سرنخِ معرفی‌شده تقریباً ده برابرِ یک کارتِ ویزیتِ نمایشگاه ارزش داشته — و شاید وقتش رسیده که برای مشتریانِ راضی برنامه‌ی معرفی بگذارید. این عددها فقط وقتی قابلِ اعتمادند که منبعِ همه‌ی سرنخ‌ها از یک فهرستِ ثابت و همان لحظه‌ی ثبت پر شده باشد. همین‌جاست که یک سی آر ام از یک فایلِ اکسلِ مرتب جلو می‌زند: منبع، تماس‌ها و خریدِ نهایی در یک پرونده‌اند و شمردنشان به جمع‌زدنِ سه فایلِ جدا نیاز ندارد. اگر هنوز تصویرِ کلی از کارِ یک سی ار ام ندارید، از CRM چیست؟ شروع کنید.

مدیریت سرنخ فروش در ملل CRM: چه داریم و چه به‌زودی می‌آید

تا این‌جا گفتیم مدیریت سرنخ در هر CRM چه لازم دارد. حالا همان فهرست کنارِ وضعیتِ فعلیِ ملل سی آر ام؛ نامِ داخلِ «» همان چیزی است که در نرم‌افزار می‌بینید.

در ملل CRM هر شخص زیرِ یک سازمان ثبت می‌شود. سازمانی که تیکِ «این سازمان مشتری ماست» را دارد وارد «سفرِ فروش» می‌شود و شخصِ تازه‌ای که زیرِ آن ثبت شود، از وضعیتِ «بالقوه» شروع می‌کند — اولین کادر از شش کادرِ بالای فهرستِ «مشتریان». اگر سازمان هنوز هیچ شخصی نداشته باشد، سیستم یک رابطِ موقت با نامِ «۰» می‌سازد تا سازمان از «سفرِ فروش» جا نماند. اولین «مکالمه»ای که ثبت شود وضعیت را خودکار به «درحال پیگیری» می‌برد و تبدیلِ پیش‌فاکتور به فاکتورِ قطعی به «بالفعل»؛ دکمه‌ی دستی برای این جابه‌جایی‌ها نیست. هنگامِ ثبتِ سازمانی که از قبل هست، پیامِ «نام سازمان تکراری ست!» جلوی پرونده‌ی دوم را می‌گیرد.

فرمِ «افزودن شخص جدید» دو فیلد برای منبع دارد: «نحوه آشنایی»، کشویی از فهرستِ خودِ شرکت که ادمین در «تنظیمات» ← «فهرست‌های پایه» ← «اضافه کردن نحوه آشنایی» می‌سازد، و «معرف» که از میانِ مشتریانِ موجود انتخاب می‌شود و معرف را خودکار «وفادار» می‌کند. ادمینِ شرکت می‌تواند در کارتِ «فیلدهای الزامیِ معرفی سازمان و شخص» هر دو را اجباری کند تا هیچ سرنخی بی‌منبع ثبت نشود. «کارشناس فروش مربوطه» برای هر شخصِ تازه الزامی است و فقط ادمینِ شرکت عوضش می‌کند؛ کارشناسِ عادی فقط مشتریانِ خودش را می‌بیند، مگر ادمین کلیدِ «دیدنِ همه‌ی مشتریانِ شرکت» را برایش روشن کرده باشد. اگر همکارِ غیرادمین سرنخی را زیرِ سازمانی ثبت کند که همکارِ دیگری مسئولِ فعالش است و در آن کار می‌کند، شخص به همان مسئول می‌رسد و ثبت‌کننده در «کارشناس‌های فروش اضافی» می‌ماند تا او را ببیند — این شخص «مهمان» ثبت می‌شود: ثبت‌کننده خودِ او و مکالماتش را می‌بیند، نه سازمان و اسنادش را. فرم با «ذخیره اطلاعات» ثبت می‌شود.

برای سرعتِ تماس، اولین گفت‌وگو را از دکمه‌ی «افزودن مکالمه جدید» در صفحه‌ی «مکالمات» همان شخص، با «موضوع مکالمه» و «شرح مکالمه» ثبت کنید و اگر قدمِ بعدی با همکارِ دیگری است، در بخشِ پیگیریِ بعدیِ همان مکالمه به او بسپارید. پیگیریِ ساعت‌دار دقیقاً سرِ همان ساعت اعلان می‌دهد و پیگیریِ بی‌ساعت فقط در فهرستِ کارها می‌نشیند؛ کاری که ساعتِ مهلت دارد و تا سه ساعت بعد از آن انجام نشود، به کارتابلِ سپارنده برمی‌گردد. در «فیلتر پیشرفته»ی فهرستِ «مشتریان»، «تاریخ ثبت» (۷، ۳۰ یا ۹۰ روز، یا یک سالِ اخیر) را با چیپِ مرحله‌ی «بالقوه» ترکیب کنید تا سرنخ‌های تازه‌ای را ببینید که هنوز با هیچ‌کس از سازمانشان مکالمه‌ای ثبت نشده؛ همین پنل با «نحوه آشنایی» و چیپِ «بالفعل» نشان می‌دهد از هر منبع چند نفر به خرید رسیده‌اند. فیلترها با هم «و» می‌شوند و ادمین (و دارنده‌ی کلیدِ «دیدنِ همه‌ی مشتریانِ شرکت») کشوی «کارشناس فروش» را هم دارد.

نمای داشبورد ملل CRM با فهرست مشتریان و پیگیری‌ها
قابلیتدر ملل CRMتوضیح
ثبتِ سرنخ زیرِ سازمان و ورودِ خودکار به «سفرِ فروش»✓ داریمتیکِ «این سازمان مشتری ماست»؛ شروع از «بالقوه»، اولین «مکالمه» ← «درحال پیگیری»، فاکتورِ قطعی ← «بالفعل»؛ رابطِ موقتِ «۰» برای سازمانِ بی‌مخاطب
ثبتِ منبعِ سرنخ از فهرستِ ثابت✓ داریم«نحوه آشنایی» از فهرستِ شرکت و «معرف» از میانِ مشتریان؛ قابلِ اجباری‌کردن در «فیلدهای الزامیِ معرفی سازمان و شخص»
یک صاحب برای هر سرنخ✓ داریم«کارشناس فروش مربوطه» الزامی و فقط با ادمین قابلِ تغییر؛ «کارشناس‌های فروش اضافی (اختیاری)» برای دسترسیِ هم‌زمان
جلوگیری از ثبتِ دوباره‌ی سازمان✓ داریمپیامِ «نام سازمان تکراری ست!»؛ کشوی سازمان در فرمِ شخص نامِ همه‌ی سازمان‌های شرکت را نشان می‌دهد
یادآورِ تماسِ بعدی✓ داریمپیگیریِ ساعت‌دار سرِ همان ساعت اعلان می‌دهد؛ کارِ انجام‌نشده سه ساعت بعد از ساعتِ مهلت به سپارنده برمی‌گردد
فهرستِ سرنخ‌های تازه‌ی بی‌تماس و شمارشِ هر منبع✓ داریم«فیلتر پیشرفته»: «تاریخ ثبت»، «نحوه آشنایی»، چیپ‌های مرحله‌ی فروش، «کارشناس فروش» (ادمین و دارنده‌ی «دیدنِ همه‌ی مشتریانِ شرکت»)؛ شمارشِ «N مشتری از M»
ورودِ فهرستِ نمایشگاه یا فهرستِ سرد از اکسل✓ داریم«مخاطبین» در «پشتیبان‌گیری و بازگردانی اطلاعات» (فقط ادمینِ سطح ۱)؛ ورود در «بالقوه»؛ «نحوه آشنایی»ِ تازه خودکار ساخته و پیش از تأیید شمرده می‌شود
ثبتِ سرنخ با صدا✓ داریم«ثبتِ کار با صدا» مخاطبِ جدید را تشخیص می‌دهد و «نحوه آشنایی» را از کشوی شرکت پیشنهاد می‌کند؛ تا تأیید نکنید چیزی ذخیره نمی‌شود
هشدار برای مشتریِ رهاشده✓ داریم«هشدارهای عدم پیگیری مشتری»: اگر چند ماه برای مشتریِ کارشناس‌دار مکالمه‌ای ثبت نشود، به ادمین هشدار می‌رود؛ تعدادِ ماه در «تنظیمات»
پیامکِ گروهی به سرنخ‌های فیلترشده✓ داریمدکمه‌ی «ارسال پیامک به این فهرست» در «مشتریان» برای ادمین و همکارانِ مجاز؛ فقط با پنلِ گاما (پنلِ خودِ شرکت یا «ارسال از پنل ملل») و متنِ تأییدشده
تبدیلِ سرنخِ سنجیده به فرصت فروش✓ داریمصفحه‌ی «معامله‌ها» با «عنوانِ معامله»، «سازمان» و «مدلِ فروش»؛ یک سازمان می‌تواند چند معامله‌ی هم‌زمان داشته باشد
فرم‌ساز جذب سرنخ و وب‌سرویس (API) برای سایتِ خودتانبه‌زودیامروز سرنخِ فرمِ سایت دستی یا با فایلِ اکسل وارد می‌شود
تقسیمِ خودکارِ سرنخ‌های تازه (نوبتی یا منطقه‌ای)به‌زودیامروز کارشناس هنگامِ ثبت انتخاب می‌شود؛ «پخش استانی مشتریان» (فقط ادمین) مشتریانِ موجود را یک‌باره واگذار می‌کند و قاعده‌ی ماندگار نیست
وضعیتِ «کنارگذاشته» با دلیل برای سرنخبه‌زودیشش وضعیتِ «سفرِ فروش» حالتِ ردشده ندارند؛ تا آن موقع برچسبی در «وضعیت رفتاری» تعریف کنید. برای فرصتِ بازشده «ناموفق شد» با «دلیلِ شکست» هست
گزارشِ آماده‌ی نرخِ تبدیل به تفکیکِ منبعبه‌زودیامروز با شمارشِ «فیلتر پیشرفته» (منبع + چیپِ «بالفعل») به دست می‌آید
پیامکِ خودکارِ خوش‌آمد یا پیگیری به سرنخبه‌زودیپیامکِ گروهی دستی هست؛ ارسالِ خودکار هنوز نه
قابلیت‌های «به‌زودی» در برنامه‌ی توسعه‌اند و تاریخ قطعی ندارند. فرمِ «درخواست دموی رایگان» در همین سایت مالِ خودِ ملل است، نه ابزاری که بتوانید روی سایتِ خودتان بگذارید. اگر اتصالِ مستقیمِ فرمِ سایت برای کارتان حیاتی است، قبل از شروع به ما بگویید تا صادقانه بگوییم چه زمانی می‌رسد.

اگر سرنخ‌هایتان امروز در چند فایلِ اکسل پخش‌اند، مقاله‌ی انتقال اطلاعات از اکسل به CRM جدید قدم‌به‌قدم می‌گوید پیش از ورود چه چیزهایی را مرتب کنید تا تکراری‌ها و منبع‌های درهم وارد نشوند. بقیه‌ی راهنماها در فهرست مقالات است.

پرسش‌های متداول درباره‌ی مدیریت سرنخ فروش

سرنخ فروش با مشتری بالقوه چه فرقی دارد؟

سرنخ نام و راهِ ارتباطِ کسی است که هنوز سنجیده نشده؛ مشتری بالقوه کسی است که نیاز و امکانِ خرید دارد و با او در ارتباطید، ولی هنوز نخریده. در ملل CRM نامِ وضعیتِ شروع «بالقوه» است: شخصِ تازه زیرِ سازمانی که «مشتریِ ما» علامت خورده در آن شروع می‌کند و با اولین مکالمه به «درحال پیگیری» می‌رود.

سرنخ را چقدر سریع باید پیگیری کرد؟

سرنخِ ورودی (فرمِ سایت، تماس یا پیامک) همان روزِ کاری، و فهرستِ نمایشگاه همان هفته. مهم‌تر از خودِ عدد این است که مهلت برای همه روشن باشد و هر صبح سرنخ‌هایی که هنوز تماسی برایشان ثبت نشده شمرده شوند.

می‌شود فرم سایت خودمان را مستقیم به ملل CRM وصل کرد؟

هنوز نه؛ فرم‌ساز جذب سرنخ و وب‌سرویس (API) به‌زودی اضافه می‌شوند. امروز سرنخ‌های فرمِ سایت را دستی در فرمِ «افزودن شخص جدید» یا گروهی با فایلِ اکسل در «پشتیبان‌گیری و بازگردانی اطلاعات» (فقط ادمینِ سطح ۱) وارد می‌کنید.

از کجا بفهمم کدام منبع مشتری واقعی آورده است؟

«نحوه آشنایی» را برای هر سرنخ پر کنید، بعد در «فیلتر پیشرفته»ی فهرستِ «مشتریان» همان منبع را با چیپِ مرحله‌ی «بالفعل» ترکیب کنید؛ شمارشِ «N مشتری از M» پایینِ پنل تعداد را می‌گوید. گزارشِ آماده‌ی نرخِ تبدیل به تفکیکِ منبع به‌زودی اضافه می‌شود.

سرنخی که جواب نمی‌دهد را حذف کنیم؟

نه. دلیلِ کنار گذاشتن را ثبت کنید و پرونده را نگه دارید؛ سرنخی که امروز «نه» گفته ممکن است سالِ بعد بخرد و تاریخچه‌ی گفت‌وگوها آن روز به کار می‌آید. وضعیتِ جداگانه‌ی «کنارگذاشته» در ملل CRM به‌زودی می‌آید؛ تا آن موقع ادمین می‌تواند برچسبی در «وضعیت رفتاری» برایش تعریف کند.

می‌خواهید سرنخ‌های خودتان را از اولین تماس تا خرید دنبال کنید؟

۱۴ روز رایگان، بدون کارت بانکی؛ کارشناس ما تماس می‌گیرد و راه‌اندازی را همراهی می‌کند.

درخواست دموی رایگان

یا همین حالا تماس بگیرید: 09129176853

مشاوره رایگان پیام در واتساپ پیام در بله